امام جواد علیه السلام در نگاه خلفاء، دانشمندان، نویسندگان و تاریخ نگاران غیر شیعه



خداوند متعال در حمایت از رسولان خویش، ابتدا مستكبران را نصیحت نمود كه از اعمال زشت خود دست بردارند. امّا مستكبران، پس از نصایح مكرر و ارائه معجزات، باز بر مواضع خود پافشارى كردند و مۆمنان را شكنجه و گاه به قتل رساندند. این گروه سرانجام به عذاب الهى در دنیا و آخرت گرفتار آمدند و به نتیجه اعمال خود رسیدند.
خداوند جهان را آفرید و همه موجودات را در مسیر هدایت قرار داد. براى انسانها نیز افزون بر نعمت عقل و فطرت، رسولان بیرونى گمارد تا آنان را به راه راست هدایت كنند. انسانها در برابر رسولان الهى، مواضع متفاوتى اتخاذ كردند؛ برخى در برابر دعوت پیامبران، سر تسلیم فرود آورده، به اطاعت پرداختند و برخى نیز سر ستیزه برداشته، به مخالفت برخاستند. اینان علاوه بر نفى دلایل و معجزات پیامبران به انواع آزار و اذیت رسولان الهى پرداختند و مشكلات عدیدهاى در راه ابلاغ رسالتشان ایجاد كردند. فرهنگ قرآنى از گروه اخیر با عنوان «مستكبران» یاد مىكند. خداوند متعال در حمایت از رسولان خویش، ابتدا مستكبران را نصیحت نمود كه از اعمال زشت خود دست بردارند. امّا مستكبران، پس از نصایح مكرر و ارائه معجزات، باز بر مواضع خود پافشارى كردند و مۆمنان را شكنجه و گاه به قتل رساندند. این گروه سرانجام به عذاب الهى در دنیا و آخرت گرفتار آمدند و به نتیجه اعمال خود رسیدند. در بررسى اصطلاح «استكبار» و «مستكبرین» در فرهنگ اسلامى ناگزیریم نخست مفهوم این واژه و واژههاى دیگرى همچون «ملأ » و «مترفین» را كه در ارتباط با آن است، بیان كنیم. 1- استكبار «استكبار» از ماده «كبر» است. لغتشناسان «كَبُر» را بزرگ شده و «كِبر» را عظمت و كبریا (الصحاح، ج2، ص 801) معنا كرده و نیز آن را مقابل صِغَر و كوچكى دانسته و «كِبَر» را به عظمت تفسیر كردهاند. (معجم مقابیس اللغة، ج5، ص 153) «استكبار» مصدر باب استفعال است و آن را هم معنى كبر و تكبر و به معناى تعظم و بزرگى (الصحاح، ج2، ص802، مفردات راغب اصفهانی، ص422) دانستهاند. و گاه آن را با مفهوم «تعظم و تجبّر» نظیر دانسته، مخالف و مقابل با «تواضع» معنى كردهاند: و آن، نفس را بالاتر از حد خود بردن و به عبارت دیگر خود بزرگبینى است. (مجمع البیان، ج 1، ص81 و ج3، ص 309) مجمع البیان، در تعریفى، بین مفهوم استكبار و تكبّر فرق مىگذارد: استكبار به معناى «ناروا طلب بزرگى كردن» است بر خلاف «تكبر» كه ممكن است بزرگى همراه با استحقاق و سزاوارى باشد چه این كه در مورد حق تعالى«تكبر» صحیح است و یا سزاوار آن نباشد.[1] ویژگى اتراف (قرار گرفتن در ناز و نعمت فراوان) انسان را به دام استكبار گرفتار مىكند و در فرهنگ قرآنى، منظور از مترفین، همان مستكبراناند علامه طباطبایى نیز تصریح مىكند كه استكبار همیشه نارواست و قید «به غیر حق» در آیه «فاستكبروا فى الارض بغیر حق» توضیحى است، نه آنكه استكبار به حق نیز وجود داشته باشد. (المیزان، ج17، ص 376) ایشان در تعریف استكبار، فرق بین متكبر و مستكبر را نیز بیان مىدارند: مستكبر كسى است كه مىخواهد به بزرگى دست یابد و درصدد است كه بزرگى خود را به فعلیت برساند و به رخ دیگران بكشد و متكبر كسى است كه بزرگى را به عنوان یك حالت نفسانى در خود سراغ دارد و براى خود پذیرفته است.( المیزان، ج12، ص224) بنابراین استكبار به معناى خودبزرگبینى است كه شخص مىخواهد بزرگى نداشته خود را به رخ دیگران بكشد و خود را بزرگتر از دیگران جلوه دهد. 2- ملأ از مجموع كلمات اهل لغت (مقاییس الغة، ج5، ص 346؛ تاج العروس، ج1، ص 119، مجمع البیان، ذیل آیه 246 سوره بقره؛ مفردات، ص 472) استفاده مىشود كه شایعترین معناى ملأ اشراف است؛ جماعتى كه از قدرت و موقعیت در جامعه برخوردارند به طورى كه هیبت آنان چشم و قلب توده مردم را پر كرده و به پیروى از آنان واداشته و كسى را یاراى مخالفت با آنان نیست. در روایتى نقل است كه پیامبر (صلی الله علیه واله وسلم) به یكى از اصحاب خود كه اظهار داشت: «در بدر گروهى پیرمرد را كشتیم.» فرمود: «آنان، ملأ قریش بودند.» و سپس توضیح دادند كه: اگر آنان دستور مىدادند، شما توان مخالفت نداشته، اطاعت مىكردید و كار و فعالیت شما در برابر كارهاى آنان ناچیز بود. (مجمع البیان، ج1، ص 349) علامه طباطبایى نیز تصریح مىكند كه استكبار همیشه نارواست و قید «به غیر حق» در آیه «فاستكبروا فى الارض بغیر حق» توضیحى است، نه آنكه استكبار به حق نیز وجود داشته باشد این كلمه در قرآن، به معناى خواص، بزرگان و اشراف و كسانى است كه امور حكومت با رأى و نظر آنان مىچرخد و حاكم معمولًا براى تصمیمگیرى از آنان مشورت مىخواهد و براى رأى و نظر آنان ارزش و احترام قائل است. در قرآن كریم، «ملأ هم شامل اطرافیان حاكمان مستكبر، ظالم و ستمگر یا اشراف و مستكبرانِ مخالف پیامبران مىشود و هم به خواص و اطرافیان عاقل یا مۆمن اطلاق مىگردد؛ مثلًا اشراف و اطرافیان مسلكه سبا در عین كافر بودن اشخاص منطقى و فهیم بودند و نیز اطرافیان حضرت سلیمان و مشاورانش را كه مردمى مۆمن بودند، ملأ خوانده است.»( نمل (27)، آیات 29- 33و 38) 3- مترفین ریشه این كلمه «ترفّه» و به معناى نعمت فراوان است. (مفردات، ص 74) مترف به كسى مىگویند كه در نعمت هاى فراوان دنیوى قرار گرفته و سرگرم لذات و شهوات است (نهایة، ابن اثیر، ج1، ص 187) و به همین دلیل به انجام وظایف الهى و انسانى توجه ندارد، بلكه براى عیش و نوش بیشتر، به واجبات و تكالیف پشت پا مىزند.( مجمع البیان، ج 5، ص 220) بنابراین، ویژگى اتراف (قرار گرفتن در ناز و نعمت فراوان) انسان را به دام استكبار گرفتار مىكند و در فرهنگ قرآنى، منظور از مترفین، همان مستكبراناند. به امید تحقق آیه شریفه «وَ نُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ » (5 ، قصص) و پیروزی مستضعفین بر مستکبرین.استکبار ستیزی در قرآن

قرآن کریم با آنکه عموماً خوردنیها و نوشیدنیهای حلال را شرح میدهد، برخی از آنها را به طور خاص ذکر میکند که مسلماً نشان از اهمیت و برتری آنها بر دیگر خوراکیها دارد.
در قرآن چهارده بار کلمه "میوه" ذکر شده است . به جز این اسم عام برخی از میوهها به طور خاص در آیات مختلفی آورده شده است. میوههایی که قرآن آنها را ذکر کرده است به ترتیب اهمیتی که از محتوای مطالب فهمیده میشود، عبارت است از زیتون، انجیر، انگور، رطب تازه، انار، موز، کدو و خیار چنبر. خداوند در بین انواع خوراکیها به دو چیز و خوردنی قسم یاد میکند. آن دو انجیر و زیتون هستند که میتواند به اهمیت فوقالعاده آنها در سلامت انسان و حتی بهداشت روانی او اشاره داشته باشد. روایاتی که از خواص زیتون سخن میگویند، چنان زیادند که مجال اشاره به آنها نیست تنها بگوییم که فرمودهاند زیتون بخورید که از درخت مبارکی است.(بحار ،ج3، 181) از انجیر نیز سخن فراوان است اما انجیر معمولاً در بین ما به اندازه زیتون مورد توجه نیست. از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله نقل شده است که فرمود: اگر میگفتم میوهای از بهشت نازل شده هر آینه میگفتم که آن انجیر است برای اینکه میوه بهشت بدون دانه است، پس آن را بخورید که بواسیر را قطع میکند و برای درد نقرس (سیاتیک) سودمند است. (بحار الانوار، ج63، 186) روغن زیتون نیز در سوره مۆمنون و نور مورد توجه قرار گرفته است: « وَشَجَرَةً تَخْرُجُ مِن طُورِ سَیْنَاء تَنبُتُ بِالدُّهْنِ وَصِبْغٍ لِّلْآكِلِینَ : و درختى را (نیز ایجاد كردیم) كه (غالبا) از طور سینا بیرون مىآید كه (به رویاندن زیتون) روغن و نان خورشى را براى خورندگان مىرویاند.»(مۆمنون،20) علاوه بر خواص مادی روغن زیتون، در روایات به تأثیرگذاری این مادهی غذایی در تعادل روح و روان انسان هم اشاره شده است. از امام رضا علیهالسلام نقل شده است: «... غم و اندوه را برطرف میکند و اخلاق را نیکو مینماید.» در بسیاری از روایات نیز فرمودهاند سرکه و روغن زیتون غذای انبیاء و غذای مورد علاقهی حضرت فاطمه بوده است. (بحارالانوار،48، 117) خرمای تازه « وَهُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُسَاقِطْ عَلَیْكِ رُطَبًا جَنِیًّا : و درخت خرما را به سوى خویش حركت ده تا براى تو خرماى تازه چیده فرو ریزد.» (مریم،25) وقتی حضرت مریم حضرت عیسی را به دنیا آورد در همان لحظات نخستین پس از زایمان به او وحی شد درخت کنارش را تکان دهد و از آن خرمای تازه بخورد. از این رو گفتهاند که خرمای تازه بهترین غذا برای بانوانی است که تازه وضع حمل کردهاند. عبارت لحم به معنای گوشت 12 بار در سوره های بقره، مائده، انعام، و نحل ذکر شده است.چرا که اساس تغذیه انسان و قوت بدن است. لذا اگر چه خوردن گوشت قرمز به صورت مداوم خوب نیست و از آن نهی شده است ترک کردن گوشت نیز بسیار بد است . در روایات گوشت را سید غذاها معرفی کردهاند و از تأثیر ترک گوشت در اخلاق انسان سخن گفتهاند. «هر کس چهل روز گوشت نخورد بداخلاق میشود» انگور وَعِنَبًا وَ قَضْبًا : و درخت انگور و سبزیجاتى كه چندین نوبت چیده مىشود.(عبس، 28) انگور یازده بار در قرآن آمده است؛ چه به عنوان میوهی بهشتی و چه به عنوان برگزیده ای از میوه های زمینی. در سوره عبس برای یادآوری نعمتهایش وقتی از دانه و باران و... سخن میگوید رویش خرما و انگور را منتی بر بندگان و آیتی بر قدرت خود میداند. انار «فِیهِمَا فَاكِهَةٌ وَنَخْلٌ وَرُمَّانٌ : در آن دو (هر نوع درخت) میوه و درخت خرما و انار است.» (الرحمن،68) از انار سه بار در قرآن یاد شده است. وقتی در سوره الرحمن از دو باغ ویژه بهشتی سخن میگوید میفرماید: در آن دو باغ میوههاست. سپس دو تا از آن میوهها را از بقیه جدا کرده و عیناً نام میبرد که انار و خرما هستند. موز «وَ طَلْحٍ مَّنضُودٍ : و (درخت) موز كه میوههایش روى هم نشسته.» (واقعه،29) موز را هم به عنوان میوه های بهشتی نام میبرد و با توصیف درختان موز به توصیف زیباییها و نعمات بهشتی میپردازد. و همین دلیلی بر برتری موز بر دیگر میوهها از منظر قرآن خواهد بود. زیرا در بهشت آنچه راز جاوید ماندن و حیات طیبه است استفاده خواهد شد. هر چند کیفیت آنها با کیفیت میوه های زمین متفاوت باشد. عسل «...یَخْرُجُ مِن بُطُونِهَا شَرَابٌ مُّخْتَلِفٌ أَلْوَانُهُ فِیهِ شِفَاء لِلنَّاسِ ... : از درون شكم آنها مواد قابل آشامیدن رنگارنگى بیرون مىآید كه در آن براى مردم شفاست ، ...» (النحل،69) از عسل هم در قرآن یاد شده است و به مهمترین جنبهی عسل یعنی جنبه دارویی آن توجه شده است. در قرآن دو چیز به عنوان عامل شفا یاد شده است: یکی خود قرآن و دیگری عسل است ؛ به عبارتی در قرآن کریم هم به شفای روح و قلب و هم به شفای جسم توجه شده است. در روایات هم آمده است که نوش عسل (یک قاشق مربا خوری عسل) موجب شفاست. (کافی، ج8، 194) کدو هم در سوره صافات، آیه 146ذکر شده است. میفرماید : وَأَنبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَةً مِّن یَقْطِینٍ : و بر بالاى سر او بوتهاى از نوع كدو (یا موز یا انجیر) رویانیدیم. وقتی یونس بیمار در ساحل افکنده شد بر او درخت کدو رویاندیم تا بر او سایه افکند. پیاز، عدس، سیر، و سبزی هم در آیه 61 سوره بقره به عنوان درخواست بنی اسرائیل از خداوند مطرح شده است. و نان در سوره یوسف آیه 37 آمده است. البته اینها به عنوان نقل قول دیگران در قرآن آمدهاند. شیر و آب خالص دو نوشیدنی هستند که قرآن از فوائد آن برای انسان سخن میگوید. گویا با ذکر این دو سخن، درباره ی همه مایعاتی که بدن انسان بدان نیازمند است تمام میکند. از انجیر نیز سخن فراوان است اما انجیر معمولاً در بین ما به اندازه زیتون مورد توجه نیست. از پیامبر خدا نقل شده است که فرمود، اگر میگفتم میوهای از بهشت نازل شده هر آینه میگفتم که آن انجیر است برای اینکه میوه بهشت بدون دانه است، پس آن را بخورید که بواسیر را قطع میکند و برای درد نقرس (سیاتیک) سودمند است شیر، آب خالص، شرابی پاکیزه (و غیر مست کننده) و شربتی از عسل، از نوشیدنی هائی است که در قرآن به عنوان نوشیدنیهای بهشتی نام برده شده است. «...فِیهَا أَنْهَارٌ مِّن مَّاء غَیْرِ آسِنٍ وَأَنْهَارٌ مِن لَّبَنٍ لَّمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَأَنْهَارٌ مِّنْ خَمْرٍ لَّذَّةٍ لِّلشَّارِبِینَ وَأَنْهَارٌ مِّنْ عَسَلٍ مُّصَفًّى ... : ... و نهرهایى از شراب كه سراپا لذت است براى نوشندگان، و نهرهایى از عسل تصفیه شده، و براى آنها در آنجا از هر گونه میوه هست ،... » (محمد،15) گوشتها در قرآن عبارت لحم به معنای گوشت 12 بار در سوره های بقره، مائده، انعام، و نحل ذکر شده است ؛ چرا که اساس تغذیه انسان و قوت بدن است. لذا اگر چه خوردن گوشت قرمز به صورت مداوم خوب نیست و از آن نهی شده است ، ترک کردن گوشت نیز بسیار بد است . در روایات گوشت را سید غذاها معرفی کردهاند و از تأثیر ترک گوشت در اخلاق انسان سخن شده است : «هر کس چهل روز گوشت نخورد، بداخلاق میشود.» (کافی ج 1،ص 301) گوشت پرندگان «وَلَحْمِ طَیْرٍ مِّمَّا یَشْتَهُونَ : و گوشت پرنده از هر چه میل نمایند .» (واقعه،21) گوشتهای دریایی «... وَهُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْكُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا ... ؛ و اوست كسى كه دریا را مسخر گردانید تا از آن گوشت تازه بخورید .... .» (فاطر،12)
میوهها
انجیر و زیتون
«والتین و الزیتون»

نوشیدنیها در قرآن
![]()
Lunascape 6.8.8.26908 Final - مرورگر سه موتوره جهان
: IE, Firefox and Chrome مرورگر سه موتوره جهان
Click here to see what's new in Avant Browser lastest released version.
Lite Version only includes IE rendering engine مرورگر یک موتوره
Download Link 1 : File Size: 4.291M
Ultimate Version includes IE, Firefox and Chrome rendering engines مرورگر سه موتوره جهان
Download Ultimate Version Link 2 : File Size: 47.958M

بدبخترین مردم از منظرآقا مجتبی تهرانی رحمت الله علیــه
ایشان؛ می فرمودند :
بدبخت ترین مردم کسی است که برای (رسیدن به ) قدرت ( و یا حفظ آن ) به هر کاری دست بزند
و بدبختر از او کسی است که برای به قدرت رسیدن دیگری به هر کاری دست بزند
پی نوشت ۱ : خدمت با قدرت متفاوت است
پی نوشت ۲ : کسی که قصدش خدمت به خلق خدا باشد تلاش می کند اما هرکاری نمی کند !

معماهاي اخلاقي
1. عملي كه انجامش 69 درجه ثواب و جوابش يك ثواب دارد؟
2. سخني كه گفتن اش مستحب ولي جوابش واجب است؟
3. عملي كه ثوابش از يك ماه اعتكاف بالاتر است؟
4. عملي كه اگر مخفيانه انجام گردد سبب آمرزش گناهان مي باشد؟
5. آن چيست كه سبب افزايش شخصيت و عزت براي مؤمن مي باشد؟
6. عملي كه نسبت به ايمان همانند سر است، نسبت به ديگر اعضا و جوارح بدن؟
7. چيزي كه دو يار عقل مي باشد؟
8. آن چيست كه با مخالفش چهار انگشت فاصله دارد؟
9. چيزي كه كليد هر شرّي مي باشد؟
10. او كيست كه هيزم كش است؟
11. عملي كه سبب بيچارگي و لعن شيطان گرديد؟
12. كسي كه شرورترين شرورها و بدبخت ترين بدبخت ها است؟
13. عملي كه يك ساعت انجام آن بهتر از هفتاد سال عبادت است؟
14. عملي كه انجام آن عمر را طولاني خواهد كرد؟
15. چيزي كه سرمايه جاويد است؟
16. چيزي كه اعمال نيك و صدقات انسان را باطل مي كند؟
17. كدام گناه تير زهرآلودي از تيرهاي شيطان است؟
18. كدام چشم در روز قيامت گريان نيست؟
19. شجاع ترين مردم از نظر پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ چه كسي است؟
20. گرامي ترين و با ارزش ترين انسان ها نزد خداوند كيست؟
21. نزديك ترين انسان ها به خدا چه كساني هستند؟
22. پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ براي اتمام آن به رسالت مبعوث شد؟
23. چه جمله اي است كه به فرمودة قرآن، مؤمنين در هنگام مصيبت بر زبان جاري مي كنند؟
24. آن چيست كه ريشة همة گناهان و زشتي ها است؟
25. گناهي كه زودتر از هر چيزي باعث تغيير نعمت پروردگار خواهد شد؟
26. آن چيست كه سبب خاموش شدن نور معرفت در قلب مي شود؟
27. گناهي است كه با زبان انجام مي شود امّا از زنا بدتر است؟
28. كدام گناه است كه نور ايمان و جوانمردي را خاموش مي كند؟
29. كدام خصلت منفي است كه با پيرتر شدن انسان، در وجود آدمي جوانتر مي گردد؟
30. كدام صفت زشت اخلاقي بود كه موجب شد برادران يوسف او را در چاه انداختند؟
31. گناهي كه به واسطة آن قوم لوط دچار عذاب الهي شدند چه بود؟
32. عضو كوچكي در انسان كه بيشترين گناه را انجام مي دهد؟
33. گناهي كه از بوي تعفن دهان شخص گنهكار ملائكه در عذاب مي باشند؟
34. گناهي كه خداوند بخشش آنرا به ديگري واگذار نموده است؟
35. اين شخص پدر معنوي انسان محسوب مي شود؟
36. اين صفت اگر در امام جماعت نباشد، صلاحيت امامت را ندارد؟
37. چه خانه هائي همساية انسان محسوب مي شوند و حق همسايگي بر انسان دارند؟
38. اگر عبادت با غير از اين قصد انجام شود باطل است؟
39. خطبه اي در نهج البلاغه كه 110 صفت از صفات اخلاقي متقين در آن ذكر شده است؟
جواب معماهاي اخلاقي
1. سلام مي باشد كه طبق روايات براي سلام كننده 69 ثواب و براي جواب دهنده يك ثواب محسوب مي گردد.
2. سلام كردن مي باشد كه مستحب است ولي جوابش واجب مي باشد.
3. رسيدگي به شكايات فرد مؤمن مي باشد. كه طبق فرمايش امام حسين ـ عليه السّلام ـ ثوابش از يك ماه اعتكاف در مسجد بهتر و بيشتر است.
4. صدقه دادن مي باشد.
5. قناعت مي باشد.
6. صبر و بردباري مي باشد. كه طبق فرمايش امام سجاد ـ عليه السّلام ـ نسبت صبر به ايمان مانند نسبت سر به بدن مي باشد.
7. يكي علم و دانش و ديگري حلم و بردباري مي باشد.
8. حق با باطل، كه آنچه چشم مي بيند حقّ و آنچه گوش مي شنود اكثراً باطل است و بين اين دو چهار انگشت فاصله است.
9. غضب مي باشد.
10. فرد سخن چين مي باشد.
11. غرور و خودخواهي بود.
12. كسي كه آخرت خود را به دنيايش بفروشد و بدتر از او كسي كه آخرت خود را به دنياي ديگري بفروشد.
13. تفكر و انديشه مي باشد.
14. صله ارحام و صدقه در راه خدا.
15. كار و تلاش مي باشد.
16. منت و اذيت و آزار مومن است كه خداوند مي فرمايد: «خيرات خويش را با منت و آزار باطل مگردانيد» سوره بقره، آيه 264.
17. نگاه به نامحرم (نگاه حرام).
18. به فرمودة رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ سه چشم:
1. چشمي كه از ترس خدا بگريد.
2. چشمي كه به حرام نظر نكند.
3. چشمي كه در راه خدا بيدار بماند. (بحارالانوار، ج 101، ص 35).
19. كسي كه بر هواي نفس خود غلبه كند.
20. با تقواترين انسان ها «ان اكرمَكم عند الله اتقيكم» (حجرات / 13).
21. انسان هاي متواضع (فرمايش امام صادق ـ عليه السّلام ـ).
22. براي اتمام مكارم و خوبي هاي اخلاقي. «انّي بعثتُ لاُتممّ مكارِم الاخلاق».
23. «انّا لله و انّا اليه راجعون» «ما همه از خدائيم و به سوي خدا باز مي گرديم» (بقره / 156).
24. حبّ و دوستي دنيا: بحارالانوار، ج 78، ص 54.
25. ظلم و ستم (حضرت علي ـ عليه السّلام ـ) (نهج البلاغه، نامه 53، ص 996).
26. پرخوري.
27. غيبت.
28. شوخي و مزاح نامناسب و بي مورد (امام كاظم ـ عليه السّلام ـ) (وسائل الشيعه، ج 12، ص 118).
29. حرص و آرزوي طولاني.
30. حسد.
31. لواط (همجنس بازي).
32. زبان.
33. دروغ.
34. حق النّآس، كه تا صاحب حقّ راضي نشود، عفو و رحمت خدا شامل انسان نمي گردد.
35. معلّم.
36. عدالت.
37. به فرمودة پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ چهل خانه از هر طرف همساية انسان محسوب مي گردند.
(اصول كافي، مترجم، ج 4، ص 491).
38. قصد قربت و رضاي پروردگار.
39. خطبة متقيّن يا خطبة همّام.
اعتراف مهم و صریح شخصیت برجسته ی اهل تسنن به غصب خلافت و ظلم در حق امام علی (ع) و اهل بیت پیامبر (ص)+ویدئو


بعضی از متراکم ترین و متنوع ترین مواد غذایی در بخش هایی از میوه ها و سبزیجات یافت می شوند که ما اغلب آنها را به عنوان تفاله دور می ریزیم.
ته مانده ها و تفاله های بعضی از غذاها و میوه هایی که دور می ریزید در واقع مفیدتر از خود میوه ها هستند و باید آنها را هم بخورید.
آیا شما هم از آن دسته افرادی هستید که سالم ترین و مفیدترین بخش میوه ها و مواد غذایی را دور می ریزید؟ اگر شما هم به هنگام برش، خرد کرد و پوست کردن میوه ها و ... تفاله زیادی جمع می کنید، باید دوباره به این کارتان فکر کنید.
بعضی از متراکم ترین و متنوع ترین مواد غذایی در بخش هایی از میوه ها و سبزیجات یافت می شوند که ما اغلب آنها را به عنوان تفاله دور می ریزیم. این میوه ها و سبزیجات در طول رشد در مقابل عناصر مختلفی قرار می گیرند و این باعث می شوند که مواد غذایی سودمند و منحصر بفردی در آنها جمع شود.
در اینجا به 10 تفاله ای اشاره می کنیم که باید در وعده های شما وجود داشته باشند.
1. برگ های هویج
بیشتر از خود هویج، برگ هایش پر از کلروفیل هستند. این ماده به گیاه رنگدانه سبز می دهد. کلروفیل منبعی غنی از منیزیم است و فشار خون را تنظیم می کند و به قوی شدن استخوان ها و عضلات کمک می کند. پتاسیم زیادی در آن وجود دارد که فشار خون را کم می کند و سوخت و ساز بدن را بهبود می دهد. همچنین از پوکی استخوان پیشگیری می کند. حتی یک تحقیق ثابت کرده است که افرادی که در خطر بیماری قلبی هستند افرادی هستند که پتاسیم بسیار کمی دریافت می کنند. برگ هویج منبعی غنی از ویتامین K هم هست که در خود هویج وجود ندارد و برای سلامت استخوان بسیار مهم است.
نحوه استفاده: از آنجائی که تراکم بالای پتاسیم در برگ های هویج باعث تلخ شدن آن شده است، بهتر است آن را خوب خرد کنید و با چیزهای خوشمزه دیگر مخلوط کنید. مثلاً در سالاد بریزید یا برای تزئین خوراکی های دیگر یا سوپ به کار ببرید.
2. پوست سیب زمینی
سیب زمینی بخاطر افزایش وزنی که ایجاد می کند، زیاد خوش نام نیست. ولی پوست آن پر از مواد غذایی از جمله پتاسیم، ویتامین ث، آهن، مس و فیبر است. پوست تنها یک سیب زمینی حاوی 18 درصد فیبر لازم برای شماست. فیبر زیاد موجب تنظیم گوارش و کاهش ریسک ابتلا به بیماری قلبی و دیابت می شود. فیبر باعث می شود که بعد از وعده غذایی به مدت طولانی تری احساس پر بودن کنید. به همین علت است که خانم هایی که فیبر روزانه خود را از 12 گرم به 24 گرم افزایش می دهند، 90 کالری کمتر در روز دریافت می کنند.
نحوه استفاده: سیب زمینی با پوست را با کمی روغن زیتون و نمک و فلفل برشته کنید. حتی می توانید به آنها گیاهان معطر و ادویه بیفزایید.
3. برگ رازیانه
برگ های رازیانه پر از ویتامین ث هستند. ویتامین ث برای ساختن کلاژن در استخوان ها، غضروف ها، عضلات و رگ های خونی لازم است و به جذب آهن کمک می کند. همچنین منبعی غنی از پتاسیم هستند که باعث می شوند سدیم از دستگاه های بدنمان خارج شود.
نحوه استفاده: این برگ ها که مزه شوید می دهند را می توانید ریز ریز کنید و داخل سالاد بریزید یا برای تزئین ماهی بکار ببرید.
4. پوست سیب
پوست سیب قرمز یا سبز سرشار از فیبر محلول و کرستین است که میزان کلسترول را کاهش می دهد. کرستین خواص ضدالتهابی و آنتی اکسیدانی دارد. ولی از آنجائی که بقایای آفت کش ها در پوست میوه جمع شده اند، سعی کنید سیب ارگانیک بخرید.
نحوه استفاده: پوست سیب را داخل مخلوط کن بریزید و با آبمیوه ها دیگر مخلوط کنید. یا آن را ریز ریز کنید و با سوپ یا غلات صبحانه میل کنید. گرمای سوپ پوست میوه را شل می کند و به آن طعم متفاوتی می دهد. اگر از آبمیوه خوشتان می آید، پوست سیب را با هویج و زنجبیل مخلوط کنید و آبش را بگیرید و بنوشید.
5. ساقه های چغندر
پژوهشی از مؤسسه فناوری غذایی آلمان نشان می دهد که ساقه های چغندر سوئیسی سرشار از آمینواسید گلوتامین هستند و دستگاه ایمنی بدن را تقویت می کنند و توانایی بدن را برای بهبودی پس از جراحت افزایش می دهند. همچنین منبعی غنی از فیبر هستند. همچنین هر رنگ آن نشانه آرایه متفاوتی از مواد غذایی گیاهی است و نوع خاصی از مزایای سلامتی را دارد.
نحوه استفاده: خوب آن را خرد کنید و با برگ های چغندر تفت دهید. زمان پخت ساقه ها طولانی تر است، پس قبل از اضافه کردن برگ ها به ماهیتابه، آنها را حرارت دهید.
6. پوست پرتقال
آلبدو، چیز سفیدی است که دور پرتقال را گرفته است و مواد غذایی این میوه در قسمت سفیدش انباشته شده است. این قسمت سفید چهار برابر بیشتر از داخلش فیبر دارد. ماده د-لیمونین که بخش اصلی پوست پرتقال است، خطر سرطان سلول های فلسی شکل که نوع کشنده ای از سرطان پوست است را کاهش می دهد. به علاوه، پوست پرتقال پر از تنجرتین و نوبیلتین است که این دو ماده فلاونوئیدهایی هستند که خواص ضدسرطانی، ضددیابتی و ضدالتهابی دارند. این مواد آنتی اکسیدان هایی هستند که سطح کلسترول را بیش از داروهای تجویزی پایین می آورند.
نحوه استفاده: پوست پرتقال را رنده کنید و ریز ریز کنید. این پوست ها به هر چیزی از لوبیا سبز گرفته تا مرغ، طعمی عالی می دهد. حتی برای دسر، پوست پرتقال ها را دوبار در آب بجوشانید و آبش را دور بریزید. بدین ترتیب تلخی آن گرفته می شود. یک ساعت آنها را داخل شربت بخوابانید و بعد در شکلات سیاه آب شده فرو ببرید و دربیاورید.
7. برگ های کرفس
این برگ ها پنج برابر بیشتر از ساقه ها منیزیم و کلسیم دارند. منیزیم برای بیش از 300 واکنش بیوشیمیایی در بدن از جمله متابولیسم انرژی و سنتز پروتئین لازم است. کلسیم که به بهبود سلامتی استخوان معروف است به انقباض و انبساط عضلات و رگ های خونی هم کمک می کند و هورمون های لازم برای کارکردهای بیولوژیکی اولیه را ترشح می کند و سرعت انتقال پیام به مغز را تسریع می کند. از همه اینها گذشته، برگ های کرفس سرشار از آنتی اکسیدان و ترکیبات ضدالتهابی از جمله ویتامین ث و فنول ها هستند.
نحوه استفاده: برگ ها را خرد کرده و داخل سالاد بریزید. داخل نیمرو و سالادهای دریایی هم خوشمزه می شود. می توان آن را در سوپ هم ریخت. قابلمه را پر آب کنید و برگ کرفس و تفاله های سبزیجات دیگر را هم داخلش بریزید و بگذارید بپزد.
8. سفیدی هندوانه
لایه سفید داخل هندوانه مقدار فراوانی سیترولین دارد. سیترولین آمینو اسیدی است که در بدن، به آرژنین تبدیل می شود. آرژنین آمینو اسیدی است که برای قلب، دستگاه گردش خون و دستگاه ایمنی بدن بسیار مهم است. ثابت شده است که این آمینو اسید برای گشاد کردن رگ های خونی و بهبود گردش خون هم مفید است و عملکرد ورزشکاران را بهبود می دهد. همچنین خواص آنتی اکسیدانی دارد که از بدن در مقابل آسیب رادیکال های آزاد محافظت می کند.
نحوه استفاده: سفیدی های هندوانه را بدون پوست و با مغز هندوانه و آبلیمو در مخلوط کن بریزید و آبمیوه غیر رقیقی درست کنید.
9. برگ های بروکلی
شاید بعضی جاها بروکلی را بدون برگ هایش بفروشند. ولی سعی کنید بروکلی با برگ بخرید. 30 گرم برگ بروکلی 90 درصد از ویتامین A روزانه شما را تأمین می کند. ویتامین A برای حفظ کارکرد ایمنی بدن، بینایی، تولیدمثل و ارتباط سلولی حیاتی است. برگ های بروکلی سرشار از ویتامین ث هستند که دستگاه ایمنی بدن را تقویت می کنند.
نحوه استفاده: این برگ ها هم مانند اسفناج هستند. می توانید آنها را بخارپز کنید، تفت دهید یا کبابی کنید. برگ های ریزتر و جوانتر را برای سالاد استفاده کنید.
10. پوست پیاز
پوست های قهوه ای و کاغذ مانند پیاز و لایه های بیرونی سفت آن، منبعی سرشار از ترکیبات فنولی، فیبر نامحلول از جمله کریتین و فلاونوئیدهای دیگر هستند. فیبر موجود در پوست پیاز، ریسک بیماری های قلبی عروقی، مشکلات گوارشی روده ای، سرطان روده بزرگ، دیابت نوع دوم و اضافه وزن را کاهش می دهد. ترکیبات فنولی به پیشگیری از بیماری های شریانی کمک می کنند و دارای خواص ضدسرطانی هستند.
نحوه استفاده: برای بدست آوردن ترکیبات خوب از پوست پیاز (که اصولاً خوردنی نیست)، آنها را در سوپ ها و خورش ها بریزید تا طعم آنها دربیاید و بعد دربیاورید.

بسیاری تلاش می کنند برای حفظ سلامت، پیش گیری از بیماری و کاهش وزن از غذاهای سالم استفاده کنند.
بسیاری از مردم تلاش می کنند برای حفظ سلامت و پیش گیری از بیماری های مختلف و کاهش وزن از غذاهای سالم استفاده کنند، از این رو در رژیم غذایی خود موادمعدنی، چربی های سالم، پروتئین، کربوهیدرات و میوه خشک که ارزش غذایی بالایی دارد، لحاظ می کنند.
برای آشنایی بیشتر با خواص میوه های خشک، در این مطلب به چند میوه خشک که در بهبود برخی از ناراحتی های جسمی موثر است، اشاره شده است.
پوکی استخوان؛ کشمش
کشمش یکی از منابع غنی بور (نوعی ماده معدنی) است که میزان از دست رفتن استخوان را در زنان یائسه کاهش می دهد. مصرف روزی حداقل ۳ میلی گرم و حداکثر ۱۰ میلی گرم کشمش توصیه می شود.
خستگی مفرط؛ خرما
خستگی، تمایل فرد به مصرف تنقلات شیرین را بالا می برد. خرما نسبتاً شاخص گلایسمی پایینی دارد و باعث رها شدن تدریجی قند در بدن می شود. از این رو، میزان انرژی را ثابت نگه می دارد و جایگزین خوبی برای تنقلات شیرین به حساب می آید.
نقرس؛ گیلاس خشک
آنتوسیانین موجود در گیلاس به خصوص گیلاس ترش برای بهبود بیماری های متعدد مربوط به التهاب از جمله آرتریت، نقرس و درد عضله پس از ورزش، مفید است. مصرف نیم پیمانه گیلاس روزی ۲ بار توصیه شده است.
فشارخون بالا؛ زردآلو خشک
این میوه نسبت به موز، ۳ برابر پتاسیم بیشتری دارد. نتایج بررسی های اخیر نشان می دهد، مصرف کافی پتاسیم از بدن در برابر فشارخون بالا و بیماری های قلبی محافظت می کند.
عفونت مثانه؛ زغال اخته خشک
۲۰درصد زنان از مشکل مستمر عفونت مثانه رنج می برند، اگر شما هم مستعد به این ناراحتی هستید، زغال اخته خشک مصرف کنید. در نتایج بررسی که محققان آمریکایی انجام دادند، مشخص شد مصرف ۴۳گرم زغال اخته خشک عفونت را در نمونه های ادرار زنان کاهش می دهد.
یبوست؛ آلو خشک
مصرف روزانه ۶ عدد آلوی خشک یبوست را درمان می کند. آلو غنی از سوربیتول است که به دفع کمک می کند.
کم خونی؛ انجیر
مصرف ۴عدد انجیر خشک در روز یک چهارم نیاز روزانه آهن بدن را تامین می کند. بهتر است انجیر را همراه با آب پرتقال مصرف کنید. ویتامین C به جذب آهن از منابع گیاهی کمک می کند.

امام على علیه السّلام فرمودند:
شُرْبُ الدَّواءِ لِلْجَسَدِ كَالصّابونِ لِلثَّوبِ، يُنَقّيهِ وَ لكِنْ يُخْلِقُهُ؛
نوشيدن دارو براى بدن، همانند صابون (پودر شوينده) براى لباس است كه آن راتميز مى كند، امّا فرسوده اش هم مى كند.
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 20، ص 300.
-----------------------------------------------------------------------------------------------
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
نِعمَ الدُّهنُ البَنَفسَجُ ! لَيَذهَبُ بِالدّاءِ مِنَ الرَّأسِ وَالعَينَينِ ، فَادَّهِنوا بِهِ .
چه خوب روغنى است روغن بنفشه! درد را از سر و چشمان مى بَرَد. آن را به خود بماليد.
الكافي ، جلد 6 ، صفحه 521 ، حديث 5
------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
مَن قَلَّمَ أظفارَهُ يَومَ السَّبتِ ويَومَ الخَميسِ وأخَذَ مِن شارِبِهِ عوفِيَ مِن وَجَعِ الضِّرسِ ووَجَعِ العَينِ .
هر كس در روز پنج شنبه و شنبه ناخن هاى خود را كوتاه كند و قدرى از سبيل خود بگيرد ، از دندان درد و سردرد ، در امان باشد .
دانش نامه احاديث پزشكي: 1 / 404
--------------------------------------------------------------------------------------------------
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
نرمه سر استخوان های پرندگان را نخورید؛چرا که سِل می آورد.
کنز العمّال،ج15،ص264
--------------------------------------------------------------------------------------------------------
امام علی علیه السّلام فرمودند:
بسمِ اللّهِ شِفاءٌ مِن کلِّ داءٍ و عَونٌ لِکلِّ دَواءٍ
بسم اللّه ، شفاى هر دردى و یارى کننده هر دارویى است.
عیون أخبار الرضا علیه السلام ، ج 2
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
اَلصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلاءَ وَ هِىَ اَنـْجَحُ دَواءٍ وَ تَدْفَعُ الْقَضاءَ وَ قَدْ اُبْرِمَ اِبراما وَ لا يَذْهَبُ بِالاَْدواءِ اِلاَّ الدُّعاءُ وَ الصَّدَقَةُ
صدقه بلا را برطرف مى كند و مؤثرترينِ داروست. همچنين، قضاى حتمى را برمى گرداند و درد و بيمارى ها را چيزى جز دعا و صدقه از بين نمى برد.
بحارالأنوار، ج 93، ص 137، ح 71
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
امام علی علیه السّلام فرمودند:
نادانى ، بدترين بيماريهاست.
غررالحکم ، باب جهل
--------------------------------------------------------------------------------------------------------------
امام علی علیه السّلام فرمودند:
وَ الصَّدَقَةُ دَوَاءٌ مُنْجِحٌ وَ أَعْمَالُ الْعِبَادِ فِى عَاجِلِهِمْ نُصْبُ أَعْيُنِهِمْ فِى آجَالِهِمْ؛
صدقه دادن دارويى ثمر بخش است ، و كردار بندگان در دنيا ، فردا در پيش روى آنان جلوه گر است.
نهج البلاغه، حکمت 7
-------------------------------------------------------------------------------------------------------------
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
بیماری تازیانه خدا در زمین است , که به وسیله آن بندگان خویش را ادب می کند.
نهج الفصاحه ، ح 3101
--------------------------------------------------------------------------------------
امام علی علیه السّلام فرمودند:
ادامه پر خورى انواع دردها را به جاى بگذارد.
غررالحکم ، باب پرخوری
----------------------------------------------------------------------------------
امام علی علیه السّلام فرمودند:
بپرهيز از ادامه پر خورى كه به راستى اين كار دردها را بر انگيزد و بيماريها را تحريك كند.
غررالحکم ، باب پرخوری
---------------------------------------------------------------------------
پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
لَو قَرَأتَ بِسمِ اللّهِ تَحفَظُكَ الْمَلائِكَةُ إلَى الْجَنَّةِ و هُوَ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ؛
اگر بسم اللّه را قرائت كنى، فرشتگان، تا بهشت تو را حفظ مى كنند و آن شفاى هر دردى است.
فقه الرضا عليه السلام ، ص 342.
-------------------------------------------------------------------------------------------
امام علی علیه السّلام فرمودند:
بِسمِ اللّهِ شِفاءٌ مِن كُلِّ داءٍ و عَونٌ لِكُلِّ دَواءٍ؛
بسم اللّه ، شفاى هر دردى و يارى كننده هر دارويى است.
نزهة الناظر و تنبيه الخاطر، ص 42 .
---------------------------------------------------------------------------------------------------
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
نِعْمَ الطَّعامُ الزَّيْتُ يُطَيِّبُ النَّكْهَةَ وَيَذْهَبُ بِالْبَلْغَمِ وَيُصْفِى اللَّوْنَ وَيَشُدُّ الْعَصَبَ وَيَذْهَبُ بِالْوَصَبِ وَيُطْفِئُ الْغَضَبَ؛
زيتون غذاى خوبى است، دهان را خوشبو مى كند، بلغم را از بين مى برد، رنگ پوست را صفا مى بخشد، اعصاب را محكم مى كند، مرض را مى برد و خشم را خاموش مى كند.
مكارم الاخلاق، ص 190.
-----------------------------------------------------------------------------------------
امام صادق علیه السّلام فرمودند:
اِنَّ نَبيّا مِنَ الاَنْبياءِ مَرِضَ، فَقالَ: لا اَتَداوى حَتّى يَكونَ الَّذى اَمْرَضَنى هُوَ الَّذى يَشْفينى. فَاَوحَى اللّه ُ عَزَّوَجَلَّ لا اَشْفيكَ حَتّى تَتَداوى، فَاِنَّ الشِّفاءَ مِنّى؛
پيامبرى از پيامبران بيمار شد. گفت درمان نمى كنم تا همان كسى كه بيمارم كرده است، خود درمانم كند. خداوند عزوجل به او وحى فرستاد: شفايت نمى دهم، مگر آن كه درمان كنى، كه شفا از من است.
مكارم الاخلاق، ص 362.
---------------------------------------------------------------------------------------------------
پيامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
مَنْ تَداوى بِحَرامٍ، لم يَجْعَلِ اللّه ُ فيهِ شِفاءً؛
هر كس با حرام به مداوا بپردازد خداوند در آن شفا قرار نمى دهد.
كنزالعمال، ح 28318 .
---------------------------------------------------------------------------------------
امام على علیه السّلام فرمودند:
مَنْ غَرَسَ فى نَفْسِهِ مَحَبَّةَ اَنواعِ الطَّعامِ، اِجْتَنى ثِمارَ فُنونِ الاَْسْقامِ ؛
هر كس در دل خود، نهال علاقه به غذاهاى گوناگون را بكارد، محصول بيمارى هاى گوناگون از آن مى چيند.
غررالحكم، ح 9219 .
-----------------------------------------------------------------------------------------------
پيامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
لا تُداوِ اَحَدا حَتّى تَعْرِفَ داءَهُ؛
هيچ كس را درمان مكن، مگر آن گاه كه بيمارى او را بشناسى.
الاصابة، ج 3، ص 289 .
----------------------------------------------------------------------------------------------
امام رضا علیه السّلام فرمودند:
هر كس مى خواهد مثانه اش به بيمارى اى مبتلا نشود، ادرار خود را نگه ندارد.
طب الرضا عليه السلام ، ص 35 .
------------------------------------------------------------------------------------------------------
پيامبر اکرم صلّی الله علیه و آله فرمودند:
عَلَيْكُمْ بِالاْءِهليلَجَ الاَْسْوَدَ فَاِنَّهُ مِنْ شَجَرَةِ الْجَنَّةَ وَ طَعْمُهُ مُرٌّ و فيهِ شِفاءٌ مِنْ كُلِّ داءٍ؛
هليله سياه بخوريد، كه از درختان بهشت است. مزه آن تلخ است ولى شفاى هر دردى است.
طب النبى، ص 31 .
به طور كلی، توكّل بر خدای قادر عالم حكیم، سبب می شود فرد بر توانایی ها و استعدادهای خدادادی خویش اعتماد نماید و علاوه بر اینكه در موفقیت ها و پیروزی ها گرفتار غرور و خودپسندی نمی شود، در مشكلات و گرفتاری های احتمالی نیز درمانده و گرفتار اختلال در عملكرد نمی گردد و احساس ایستادگی و مقاومت در برابر مشكلات را پیدا می كند.

و این خود بهترین وسیله تأمین سلامت روانی فرد است. در ذیل، به نمونه ها و آثار توكّل بر سلامت و بهداشت روان مطابق آنچه از آموزه های دینی و سیره معصومان(علیهم السلام) استفاده می شود، به اجمال اشاره میشود: ـ برآورده شدن احساس نیاز به محبت در بالاترین سطح (متوكّل محبوب خداست.) «اِنَّ اللّهَ یحبُّ المتوكلّین.» (آل عمران: 159)
1ـ برآورده شدن احساس نیاز به تكیه گاه و اعتماد و دستیابی به احساس آرامش.
«و مَن یتوكَّل علىَ اللّه فهو حسبه.» (توكّل بر خدا باعث مى شود كه همه ابزارها از كارآیى لازم برخوردار شوند و كمبودها نیز به خوبى ترمیم و جبران گردند. (طلاق: 3)
2ـ رسیدن به بلوغ و رشدشناختی.
امام على(علیه السلام) در سجده چنین فرمود: «و اتوكَّلُ علیكَ توكّل مَن یعلم انّک على كلِ شىء قدیر»؛ بر تو توكل مى كنم توكّل كسى كه مى داند تو بر هر چیز توانا هستى. (محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج 83، ص 227)
3ـ احساس مثبت و خوش بینی نسبت به توانایی انجام كار و تلاش فرد (داشتن امید و شكوفا شدن استعدادها).
در عین حال، در روایات اسلامى شدیداً این معنا نفى شده است كه مفهوم توكل «ترک استفاده از اسباب وسایل عادى» باشد. مرد عربى در حضور پیامبر(صلى الله علیه وآله) شتر خود را رها كرد و گفت: «توكلتُ على اللّه!» پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: «اِعقِلها و توكّل». (مولى محسن فیض كاشانى، المحجة البیضاء، ج 7، ص 427 )
و نیز نقل شده است كه: پیامبر(صلى الله علیه وآله) هنگامى كه مى خواست از مكّه به مدینه هجرت كند، هرگز آشكارا و بدون نقشه و برنامه و با گفتن «توكلت على الله» حركت نكرد، بلكه براى اغفال دشمن، از یک سو دستور داد حضرت على(علیه السلام) تا صبح در بسترش بخوابد و از سوى دیگر، شبانه به طور مخفى از مكه بیرون آمد. قال الصادق(علیه السلام): ابىَ اللّهُ ان یجرى الاشیاء الا باسباب فجَعَلَ لكلِّ شىءُ سبباً». (محمّدبن یعقوب كلینى، كافی، ج 1، ص 183، حدیث 7)
4ـ ازدیاد ایمان و اعتقاد قلبی.
خداوند می فرماید:«و على الله فلیتوكّل المۆمنون» (آل عمران: 122) ؛ افراد با ایمان تنها باید بر خدا توكل كنند. توكّل لازمه جداناشدنى ایمان است. «و علىَ اللّه فتوكلّوا اِن كنتم مُۆمنین» (مائده: 23) بر خدا توكل كنید اگر ایمان دارید. «اِنّما المۆمنون الّذین اذا ذُكر اللّهُ وجِلت قلوبهُم و اذا تُلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً و على ربّهم یتوكلّون. (انفال: 2) توكّل و اعتماد به خداوند یكى ازصفات بارز مۆمنان است.
كسانی كه در محبت دنیا غرق شده اند در همان گرداب خواسته های دنیوی خود دست و پا می زنند و هر لحظه احساس خطر می كنند و به این و آن متمسّک می شوند به زرق و برق دنیا تكیه می كنند تا از اضطراب برهند، ولی نمی توانند
5ـ افزایش هوشمندی.
امام على(علیه السلام) مى فرمایند: «مَن توكّل علَى اللّهِ اضائت له الشبهات و...» كسى كه بر خدا توكّل كند تاریكى شبهات براى او روشن مى شود و اسباب پیروزى او فراهم مى گردد و از مشكلات رهایى مى یابد. (ر.ک: شرح غرر، ج 5، ص 72ـ414)
6 ـ افزون شدن سعی و تلاش فرد (توكّل وسیله نیرومندی و توانمندی فرد می شود).
رسول اكرم(صلى الله علیه وآله): «مَن سَره ان یكونَ اقوىَ الناسِ فلیتوكّل علىَ اللّه» ؛ كسى كه دوست دارد قوى ترین مردم باشد بر خدا توكل كند. (علاءالدین على المتقى بن حسام، كنزالعمال، ج 3، ص 101)
7ـ دریافت این مطلب كه دیگران نمی توانند ضرری به او بزنند. (رهایی از ترس)
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) از جبرئیل سۆال كرد: «ماالتوكلُ على اللّهِ عزّوجل؟» عرض كرد: «العلمُ باَنَّ المخلوقَ لا یضرُّ و لا ینفعُ و لا یعطى و لا یمنع و استعمالُ الیأسِ مِن الخلق»؛ حقیقت توكل علم و آگاهى به این است كه مخلوق نمى تواند زیانى برساند و نه سودى و نه چیزى ببخشد و نه از او باز دارد. (محمّدباقر مجلسى، پیشین، ج 6، ص 138)
8-شناخت این موضوع كه دیگران نیز سودی به حال او ندارند. (رهایی از وابستگی و دل بستگی ذلیلانه)
در دعا آمده : «و اَنتَ الذى ازالت الاغیارَ عَن قلوبِ اولیائكَ حتى لم یحبّوا سواك و لم یلجئوا الى غیركَ.» (شیخ عباس قمى، پیشین، فرازى از «دعاى عرفه»).
9ـ امیدواری به لطف و بخشش الهی.
امیرالمۆمنین(علیه السلام) میفرماید: «كیف اخافُ و انتَ اَملَى و كیف اُضام و انت مُتكّلى» چگونه بترسم در حالى كه تو امید منى؟ و چگونه مقهور شوم، در حالى كه تو تكیه گاه منى؟» (محمّدباقر مجلسى، بحار الانوار، ج 91، ص 229)

تلاوت سوره حمد به انسان ، روح و ایمان مى بخشد، او را به خدا نزدیک مى کند، صفاى دل و روحانیت مى آفریند، اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مى سازد، و میان او و گناه و انحراف فاصله مى افکند
سوره حمد، اساس قرآن است
در حدیثى از پیامبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) مى خوانیم که "الحمد ام القرآن" و این به هنگامى بود که جابر بن عبدالله انصارى خدمت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) رسید، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) به او فرمود:
الا اعلمک افضل سورة انزلها الله فى کتابه ؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول الله ! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الکتاب ؛ آیا برترین سوره اى را که خدا در کتابش نازل کرده به تو تعلیم کنم ، جابر عرض کرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم کن ، پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) سوره حمد که ام الکتاب است به او آموخت سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.
و نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده که فرمود: "و الذى نفسى بیده ما انزل الله فى التوراة ، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها هى ام الکتاب ؛ قسم به کسى که جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن ، مثل این سوره را نازل نکرده است ، و این ام الکتاب است .
دلیل این سخن با تأمل در محتواى این سوره روشن مى شود، چرا که این سوره در حقیقت فهرستى است از مجموع محتواى قرآن ، بخشى از آن توحید و شناخت صفات خدا است ، بخشى در زمینه معاد و رستاخیز سخن مى گوید و بخشى از هدایت و ضلالت که خط فاصل مؤ منان و کافران است سخن مى گوید، و نیز در آن اشاره اى است به حاکمیت مطلق پروردگار و مقام ربوبیت و نعمت هاى بى پایانش که به دو بخش عمومى و خصوصى (بخش رحمانیت و رحیمیت ) تقسیم مى گردد، و همچنین اشاره به مسأله عبادت و بندگى و اختصاص آن به ذات پاک او شده است .
در حقیقت هم بیانگر توحید ذات است ، هم توحید صفات ، هم توحید افعال ، و هم توحید عبادت .
و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه گانه ایمان : اعتقاد به قلب ، اقرار به زبان ، و عمل به ارکان را در بر دارد، و مى دانیم "ام" به معنى اساس و ریشه است .

سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم )
جالب اینکه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یک موهبت بزرگ به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) معرفى شد، و در برابر کل قرآن قرار گرفته است ، آنجا که مى فرماید: «وَلَقَدْ آتَیْنَاكَ سَبْعًا مِّنَ الْمَثَانِی وَالْقُرْآنَ الْعَظِیمَ » ؛ ما به تو سوره حمد که هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم. 2
قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است ، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است .
همین مضمون در حدیثى از امیر مؤ منان على (علیه السلام ) از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلم ) نقل شده است که فرمود: ان الله تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الکتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الکتاب اشرف ما فى کنوز العرش ؛ خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آنرا در برابر قرآن عظیم قرار داده ، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنج هاى عرش خدا است !.
تأکید بر تلاوت این سوره
با توجه به بحث هاى فوق که تنها بیان گوشه اى از فضیلت سوره حمد بود روشن که چرا در احادیث اسلامى در منابع شیعه و سنى این همه تأکید بر تلاوت آن شده است ، تلاوت آن به انسان ، روح و ایمان مى بخشد، او را به خدا نزدیک مى کند، صفاى دل و روحانیت مى آفریند، اراده انسان را نیرومند و تلاش او را در راه خدا و خلق افزون مى سازد، و میان او و گناه و انحراف فاصله مى افکند.
فضیلت سوره حمد :
ابی بن کعب روایت میکند از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) که گفت : هر که این سوره را بخواند مثل اینست که تورات و زبور و انجیل را خوانده است و به هر حرفی درجه ای در بهشتش بدهند و گفت این سوره پادزهر هر زهری است و شفای هر درد و آفتی. و از دیگر فضایل این سوره آن باشد که هیچ نمازی بدون قرائت آن درست نیست .
روایات زیادی داریم که در مورد دردهای مختلف به تعداد خاص سوره حمد قرائت شود البته که بهبودی حاصل آید .
رسول اکرم در میفرماید: هر مسلمانی سوره حمد را بخواند، پاداش او به اندازه کسی است که دو سوم قرآن را خوانده و گویی به هر فردی از مردان و زنان مؤمن هدیهای فرستاده است. در روایت دیگری آمده است: "گویا همه قرآن را خوانده است."3

1- وسائل الشیعه، ج1، ص80، باب18 .
2- سوره حجر آیه 87.
3- مجمع البیان، شیخ طبرسی; ج 1، نشر دار الفکر.





حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام در ضمن سفارش خود به یكى از فرزندانش فرمود: بپرهیز از تنبلى و سستى كه آنها تو را از نصیب دنیا و آخرتت محروم مىگردانند.
پیغمبر اكرم(صلی الله علیه و آله) در ضمن سفارش خود به امام على علیه السلام فرمود: اى على! مزاح و شوخى نكن كه ارزش و آبرویت مىرود، و دروغ نگو كه نور (چهرهات) مىرود، و از دو خصلت پرهیز كن: از سستى و تنبلى اگر سستى و بىتابى كنى نمىتوانى در راه حق شكیبا باشى، و اگر تنبلى كنى حقى را نمىتوانى اداء كنى، یا على! هر كه سستى و بىتابى بر او چیره شود آسایش و راحتى از او رخت مىبندد.(جهاد النفس وسائل الشیعة/ترجمه صحت/ 297)
امام صادق علیه السّلام فرمودند: اگر خداوند پاداش می دهد پس تنبلى براى چیست! (ایمان و كفر(ترجمه الإیمان و الكفر بحارالأنوار)/ ج2/ 592)
امیر مۆمنان علیه السلام فرمود: سستى و تنبلى، آخرت را تباه مىكند. و نیز فرمود: هر كس تنبلى و سستىاش مداومت یابد، آرزویش ناكام و عملش زشت خواهد شد. ابوصالح مىگوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود: با مردم با انصاف رفتار كن [حق مردم را به طور كامل پرداخت كن]؛ در اموالت با دیگران مثل خودت رفتار كن.
آنچه براى خود مىپسندى، براى دیگران بپسند؛ خدا را بسیار یاد كن و از تنبلى و دلتنگى بپرهیز. همانا پدرم اینگونه به من سفارش مىكرد و پدرش نیز به وى به این مطلب و به نماز شب سفارش مىكرد. هر گاه تو تنبلى كنى، حق خداوند را بجا نمىآورى و اگر دلتنگ و افسرده گردى، حق كسى را نمىپردازى.
محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت مىكند كه فرمود: من كسى را كه در كار دنیایش تنبل باشد، دشمن دارم.
هر كس در كار دنیایش كسل و بىحال باشد، در كار آخرتش بىحالتر خواهد بود.(منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة) / ج22 / 159)
حضرت علی علیه السلام فرمود: هر كس تن به سستى دهد، حقوق را پایمال كند، و هر كس سخن چین را پیروى كند دوستى را به نابودى كشاند (نهج البلاغه/ ترجمه دشتی/ حكمت 239) و درود خدا بر او، فرمود: آن كس كه در عمل كوتاهى كند، دچار اندوه گردد و آن را كه از مال و جانش بهرهاى در راه خدا نباشد خدا را به او نیازى نیست.(همان/ حكمت 127) از این رو موارد زیر را می توان از نتایج تنبلی و سستی در عمل برشمرد: بینصیب گشتن از دنیا و آخرت، اداء نکردن حق، سلب آسایش و راحتی، اندوه و افسردگی، تباه شدن آخرت، زشتی عمل و ناکامی در آرزوها.
امیر مۆمنان علیه السلام فرمود: سستى و تنبلى، آخرت را تباه مىكند.و نیز فرمود: هر كس تنبلى و سستىاش مداومت یابد، آرزویش ناكام و عملش زشت خواهد شد. ابوصالح مىگوید: امام صادق علیه السلام به من فرمود:با مردم با انصاف رفتار كن [حق مردم را به طور كامل پرداخت كن]؛ در اموالت با دیگران مثل خودت رفتار كن
علاوه بر نهی سستی و تنبلی در عمل شتابزدگی و عجله در انجام امور زندگی نیز فراوان نهی شده است از آن جمله حضرت علی علیه السلام میفرمایند: مبادا هرگز در كارى كه وقت آن فرا نرسیده شتاب كنى، یا كارى كه وقت آن رسیده سستى ورزى، و یا در چیزى كه (حقیقت آن) روشن نیست ستیزه جویى نمایى و یا در كارهاى واضح و آشكار كوتاهى كنى! تلاش كن تا هر كارى را در جاى خود، و در زمان مخصوص به خود، انجام دهى.(نهج البلاغه/ترجمه دشتى/ نامه 53)
عجله و شتابکاری به این معناست که آدمی به مجرد آنکه امری به خاطر او خطور کرد اقدام بر آن نماید بدون آنکه اطراف آن را ملاحظه نماید و در عاقبت آن تأمل کند. از رسول اکرم صلی الله علیه مروی است که عجله کار شیطان است و مکرر به تجربه رسیده است که هر امری که بی تأمل از انسان سرزد باعث خسران و زیان و فاعل آن نادم و پشیمان میشود و همین در مذمت این صفت بس است که هر عجول سبکی در نظرها خوار و در دلها بیوقع و بیاعتبار است و باعث کلی، در فروختن دین به دنیا و معاوضه کردن نعیم آخرت و پادشاهی ابد به مزخرفات این عاریت سرا شتابکاری و عجله است. راه علاج آن این است که یاد فساد و سوء عاقبت آن کنی و متذکر آن شوی که باعث سبکی و خفت و بی قدری و ذلت در نظر مردمان است و موجب ندامت و پشیمانی است پس متذکر شرافت ضد آن، که وقار و طمأنینه است گردی و بدانی این صفت اولیا و انبیاست و با خود قرار دهی که دیگر هیچ فعلی را بی تأمل نکنی تا عادت تو شود و صفت خبیث عجله از تو رفع شود.
منابع:
1. نهج البلاغه ترجمه دشتی
2.معراج السعادة/ نراقی
3. منابع فقه شیعه (ترجمه جامع أحادیث الشیعة) / ج22
4. ایمان و كفر ( ترجمه الإیمان و الكفر بحار الأنوار) / ج2
5.جهاد النفس وسائل الشیعة / ترجمه صحت

به سخنان امام صادق علیهالسلام که در این زمینه از رسول بزرگوار اسلام صلیالله علیه و آله نقل کردهاند نظر کنید:
«بر شما باد تلاوت قرآن! همانا درجات بهشت به تعداد آیات قرآن است. هنگامی که قیامت برپا شد، به قاری قرآن گفته میشود: بخوان و بالا برو، و او هر آیهای که میخواند، یک درجه بالا میرود»
البته باید بدانیم این پاداشها، و مقام و منزلتها از آن کسی است که به آیات قرآن عمل کند و حامل قرآن باشد، یعنی قاری قرآنی که رنگ قرآنی و خدایی گیرد؛ آنگاه در زمره شریفترین انسانها قرار میگیرد.
پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله فرمود: «اَشرافُ اُمَّتی حَمَلَةُالقرآن...؛ شریفترین افراد امت من، حاملان قرآنند.»
قرآن مجید در زندگی ما حضور ندارد

بدون شک سبک زندگی دینی ، مشخصات و شرایط ویژه خود را دارد. شاید یکی از مواردی که در زندگی ما به عنوان یک مسلمان کمتر بدان توجه می شود تلاوت قرآن ، به عنوان کتاب دینی و تعمق در آیات آن است.
این در حالی است که خداوند حكیم در این مورد می فرماید: ای مردم، از سوی پروردگارتان موعظه و اندرزی برای شما آمد، قرآنی كه مایه شفای بیماری دل ها و روان ها است و چیزی كه مایه هدایت و راهنمایی و رحمت برای مؤمنان است.
ای پیامبر به مردم بگو به فضل پروردگار و به رحمت بی پایان او و این كتاب بزرگ آسمانی كه جامع همه نعمت ها است ، باید خشنود بشوند نه به ثروت اندوزی و پست و مقام دنیا و فزونی قوم و قبیله. (سوره یونس آیات 58-57)
پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله ) فرمود: قلوب شما همانند آهن، زنگار می گیرد. پرسیدند جلا دهنده آن چیست؟ فرمود: تلاوت قرآن
انسان در زندگی گاه دچار گناه و لغزش های كوچك و بزرگ می شود كه برخی از آنان كفاره دارد، تلاوت قرآن كفاره گناهان است.
قرآن بخوان كه خواندن قرآن كفاره گناهان، سپر آتش و امان از عذاب الهی است. (وسایل الشیعه، ج4، ص 839)
امیرالمومنین (علیه السلام) فرمودند: تلاوت قرآن، مایه باروری ایمان است .(غررالحكم و دررالكلم ص 263)
بنابر این یكی از راه های موثر در رشد و باروری ایمان در هر فرد قرائت قرآن است.
برای انسان مومن و با ایمان چه چیزی می تواند زیباتر از سخن گفتن با خداوند باشد و چه واسطه ای و همكلامی بهتر ازقرائت قرآن است؟! پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه وآله) فرمود: هر كه دوست دارد با خدایش سخن بگوید قرآن بخواند. (كنزالعمال، ج 21 ص510، ح 2257)

اسراری از یک تسبیح اعجاب انگیز
با اینکه اذکار وارد شده در منابع اسلامی از آن جهت كه ذكر خداوند متعال هستند داراى فضیلت مى باشند و موجب پاکی دل و جلای روح می شوند اما بعضی از آنها بر بعضی دیگر برتری داده شده اند. در این میان تاكید شیعه بر افضل بودن تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام دلیل دیگرى دارد و آن این است كه این تسبیح منسوب به دختر گرامى پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله یعنى حضرت فاطمه علیهاالسلام مى باشد و آن حضرت تا آخرین لحظات حیات بر انجام آن مداومت داشته و در هیچ حال آن را ترك نمى كرده است.
امام على علیه السلام فرمود: او (فاطمه علیهاالسلام) با وجود اینكه از محبوبترین اشخاص در نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله بود ولى خدمتكارى نداشت و خود كارهاى منزل را انجام مى داد، او با مشك آب مى آورد تا آنجا كه اثر بند آن در شانه و سینه او باقى مانده بود و آنقدر خانه را جارو كرد كه غبار، تمام لباسهایش را در بر گرفته بود، و آنقدر در زیر دیگ غذا آتش افروخته بود كه لباسهایش رنگ عوض كرده و بوى دود مى داد؛ هنگامى كه سختى هاى او بیشتر شد، به او گفتم: چرا نزد پیامبر صلى الله علیه و آله نمى روى و از او كنیزى نمى خواهى تا در كارهاى خانه به تو كمك كند؟
فاطمه به نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله رفت تا در این باره با وى سخن بگوید، ولى از آن جهت كه اشخاصى نزد پیامبر بودند، چیزى نگفته به خانه بازگشت .
پیامبر كه دریافته بود فاطمه براى عرض حاجتى به نزد وى آمده ، صبح روز بعد به نزد ما آمد و از فاطمه درباره علت مراجعه روز گذشته اش سۆ ال نمود. و من آنچه را كه بین خودم و فاطمه صحبت شده بود، به رسول خدا صلى الله علیه و آله عرض كردم .
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: اى فاطمه ! به تو چیزى را عطا كنم كه از خدمتكار و دنیا با آن چه در آن است بهتر باشد. بعد از نماز سى و چهار مرتبه الله اكبر، سى و سه مرتبه الحمدلله و سى و سه مرتبه سبحان الله بگو. این كار براى تو بهتر است از آن چه در دنیا مى خواهى و آن چه در آن است. در این حال فاطمه سه بار گفت: از خدا و رسولش راضى شدم و چنین خواهم كرد. (۱)
امام باقر علیه السلام مى فرماید:
به خداوند سوگند اگر چیزى بهتر از این تسبیح وجود داشت، همانا رسول خدا صلى الله علیه و آله او را به فاطمه علیهاالسلام مى آموخت .(۲)
آثار و برکات تسبیح دخت رسول
تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام از آثار و بركات بسیاری برخوردار است که با توجه به روایات اسلامی به پاره ای از آن اشاره می شود.
۱. آمرزش گناهان
امام صادق علیه السلام می فرماید:
هر كس پس از اتمام نماز واجب و قبل از آنكه حالت نماز را بر هم زند - در همان حالت نشسته و رو به قبله - تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام را به جاى آورد گناهان او بخشیده مى شود. (۳)
۲. نجات از بدبختی
امام صادق علیه السلام می فرماید:
ای اباهارون! ما بچّههای خود را همانطور كه به نماز امر میكنیم، به تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام نیز امر می كنیم. تو نیز بر آن مداومت كن؛ زیرا هرگز به شقاوت نیفتاده است، بندهای كه بر آن مداومت نموده است.(۴)
۳. پاداش بهشت
امام صادق علیه السلام مى فرماید:
هر كس تسبیح فاطمه علیهاالسلام را در نماز واجب و قبل از این كه از حالت جلوس تشهد و سلام خارج شود به جا آورد، خدا بهشت را بر او واجب كند. (۵)
۴. بسیار به یاد خدا
امام صادق علیه السلام درباره آیه «اذكروا الله ذكرا كثیرا» مى فرماید:
كسى كه تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام را بگوید، خدا را به ذكر كثیر یاد كرده است.(۶)
و نیز مى فرماید: هر كس شب را با تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام سپرى كند (و هنگام خواب تسبیح گوید) از مردان و زنانى باشد كه خدا را زیاد یاد مى كنند.(۷)
۵. سپری در برابر شیطان
امام باقر علیه السلام می فرماید:
هر كس تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام را به جا آورد و پس از آن استغفار كند، مورد مغفرت قرار میگیرد و آن تسبیح به زبان صد است و در میزان (اعمال) هزار (ثواب) دارد و شیطان را دور كرده و خدای رحمان را خشنود مینماید.(۸)
همچنین از امام صادق علیه السلام منقول است كه:
هرگاه یكى از شما به بستر رود، فرشته اى بزرگوار و شیطانى سركش به سرعت به سوى او آیند. آن فرشته به او گوید: روزت را به خوبى ختم كن، و شبت را به خوبى بگشا. و شیطان به او گوید: روزت را به گناه ختم كن، و شبت را به گناه بگشاى .
پس اگر شخص از فرشته بزرگوار اطاعت كند و روزش را به یاد خدا ختم نماید و شبش را هنگامى كه به بستر رود به یاد خدا آغاز كند و سى و چهار مرتبه الله اكبر و سى و سه مرتبه سبحان الله و سى و سه مرتبه الحمد لله بگوید، آن فرشته ، شیطان را از او مى راند و شیطان دور مى شود.
و آن فرشته تا زمانى كه وى از خواب بیدار شود، او را محافظت نماید. و هنگامى كه شخص از خواب بیدار شود، (باز هم ) آن شیطان به سوى او بشتابد و مانند آنچه قبل از خواب وى را گفته بود، به او بگوید. و آن فرشته نیز مانند آن چه قبل از این كه بخوابد به او گفته بود، به وى بگوید. پس اگر آن بنده خداى عز و جل را همانسان كه اول (در شب گذشته و قبل از خواب ) یاد كرده بود، (مجددا) یاد كند، آن فرشته شیطان را از او براند و شیطان از وى دور شود، و خداوند عزوجل ثواب عبادت شب را براى او بنویسد. (۹)
روش ختم صحیح تسبیح
در تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام شایسته است به نکاتی که در روایات بیان شده است، توجه نماییم. از قبیل:
ابتدا از الله اكبر آغاز كنیم و سپس الحمدلله و در آخر ذكر سبحان الله به جاى آوریم .(۱۰)
اذکار آن را متصلا انجام داده و قطع نکنیم.(۱۱)
بلافاصله پس از سلام نماز گفته شود.(۱۲)
بعد از اتمام تسبیح ، ذكر لا اله الا الله نیز گفته شود.(۱۳)
در این میان چنانچه پس از اتمام تسبیح شك كردیم كه آیا تعداد اذكار را درست گفته ایم یا نه ، طبق نظر بزرگان دین با توجه به «قاعده فراغ» به شك مذكور توجه نكرده و بنا را بر صحت مى گذاریم.
شایان ذکر است که تسبیح حضرت فاطمه علیهاالسلام از ذكرهاى مجرب و مشهور است كه به جاى آوردن آن در همه حال و همه جا مطلوب است و اینكه در برخى از موارد خاص مانند بعد از اقسام نمازها(۱۴)، قبل از خواب(۱۵)، به هنگام سفر(۱۶)، بعد از نمازهاى نافله (۱۷) و غیره توصیه شده است مانع از آن نمى شود كه با به جاى آوردن آن در سایر مواقع و در همه حال، از فواید و آثار مترتب بر آن بهره مند نباشیم .
ساده اما راهگشا
همانطور که در روایات مشاهده شد، نباید چنین پنداشت كه این تسبیح به لحاظ اینكه ظاهری بسیار خلاصه دارد و انجام دادن آن بسیار آسان است، چگونه میشود از چنین آثار و بركاتی برخوردار باشد؟! آری! این تسبیح به ظاهر بسیار خلاصه است؛ امّا در نزد آگاهان و عارفان آشنا، دریایی از حقایق و اسرار توحید را در بر دارد و نیز انجام آن به ظاهر خیلی آسان است؛ ولی اگر خوب به جا آورده شود، کلید باز نمودن بسیاری از دربهای بسته است.
پی نوشت:
۱) من لا یحضر الفقیه: ۱/۳۲۰، وسائل الشیعه: ۴/۱۰۲۶، علل الشرایع : ۳۶۶، صحیح بخارى: ۶/۱۹۲، مسند احمد: ۱/۱۰۶، سنن ابى داود: ۴/۳۱۵، بحارالانوار: ۸۵/۳۳۶.
۲) وسائل الشیعه: ۴/۱۰۲۵ به نقل از تهذیب: ۳/۶۶.
۳) دعائم الاسلام: ۱/۱۶۸، بحارالانوار: ۸۲/۳۳۵.
۴) فروع كافی، كتاب الصلاة: ۳۴۳.
۵) فلاح السائل: ۱۶۵، بحارالانوار: ۸۲/۳۳۲.
۶) معانى الاخبار: ۱۹۳.
۷) سفینة البحار: ۱/۵۹۳.
۸) وسائل الشیعه: ۴/۱۰۲۳.
۹) فلاح السائل: ۲۷۹.
۱۰) قال الصادق علیه السلام عند السۆ ال عن التسبیح :تبداء بالتكبیر، ثم التحمید، ثم التسبیح؛ كافى: ۳/۹۵، تهذیب: ۱/۱۶۴، وسائل الشیعه: ۴/۱۰۲۵، بحارالانوار: ۸۲/۳۳۳.
۱۱) جامع آیات و احادیث نماز: ۲/۵۴.
۱۲) كافى: ۳/۳۴۲، من لا یحضره الفقیه : ۱/۳۲۰ ، بحارالانوار: ۸۲/۳۳۲و۳۳۵ ، تهذیب: ۲ / ۱۰۵، ثواب الاعمال: ۱۶۴.
۱۳) همان.
۱۴) همان.
۱۵) مفتاح الفلاح: ۲۱۳، مجمع البیان: ۸/۳۵۸؛ من بات على تسبیح فاطمة علیهاالسلام كان من الذاكرین الله كثیرا.
۱۶) امام صادق علیه السلام هرگاه قصد سفر مى كرد، بر در خانه مى ایستاد، تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام را به جاى مى آورد و حمد و آیة الكرسى را قرائت مى كرد؛ سید على بن طاووس، الامان من إخطار الاسفار و الازمان: ۴۱ و ۱۰۶.
و نیز از امام صادق علیه السلام روایت شده است :
برادران رسول خدا صلى الله علیه و آله به نزد او آمده و گفتند: قصد كرده ایم براى تجارت به شام عزیمت كنیم ، به ما بیاموز كه چگونه بگوییم .
رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود: در هر شب پس از به جاى آوردن نماز عشا، هنگامى كه براى خواب به بستر مى روید تسبیح فاطمه زهرا را خوانده و پس از آن آیة الكرسى را تلاوت كنید تا از همه گزندها در امان باشید.
بردران رسول خدا پس از سفر مى گفتند: با عمل به این آموزش ، از همه آسیب ها نجات یافته و گزندى به ما نرسید؛ محاسن: ۲/۳۶۸ .
۱۷) وسائل الشیعه: ۴/۱۰۲۵ به نقل از تهذیب: ۳/۶۶.
منابع:
ترجمه و تحقیق از جلد ۴۳ بحارالانوار ، زندگانی حضرت زهرا علیهاالسلام، علامه محمد باقر مجلسی، مترجم و محقق: محمد روحانی زمان آبادی.
بدانید من فاطمه هستم، واحد پژوهش مۆسسه فرهنگی موعود عصر (عج).
نماز و عبادت فاطمه زهرا سلام الله علیها، عباس عزیزى.

رسول خدا (س) به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه سلام اله علیها او را با 104 اسم و لقب زیبا و غرور آفرین معرفی می کنند.
زیباترین و جذاب ترین و پر محتواترین نام بانوی دو عالم فاطمه (س) است به معنای قطع کردن و جدا شدن است.
هم چنین در کتب معتبر شیعه و سنی از قول رسول الاسلام (ص) نقل شده است: چون خداوند فاطمه و شیعیان او را از آتش دوزخ بریده است دخترم را به این نام نامیدم.

لازم به یادآوری است که علامه مجلسی در روایت معتبر از قول پیغمبر در اخبار الرضا آورده است: حضرت زهرا سلام الله علیهما بعد از خاتم الانبیا حضرت محمد مصطفی و بعد از شوهرش حضرت علی مرتضی (ع) از کل انبیاء و رسل و اوصیا رتبه ی بالاتری دارد به طوری که اگر حضرت علی (ع) با ایشان تزویج می نمود او را کفوی و نظیری بر روی زمین تا روز قیامت نبود.
در ادامه ی به معرفی اسامی و القاب و کنیه ی حضرت فاطمه زهرا (س) می پردازیم که عبارتند از:
۱ـ سیّدة : بانو
۲ ـ انسیّةحوراء : انسان بهشتی
۳ ـ نوریّة : موجودی از حقیقت نوری
۴ ـ حانیّة : دلسوز فرزندان
۵ ـ عُذراء : دوشیزه
۶ ـ کریمة : بزرگوار
۷ ـ رحیمة : با محبت ومهربان
۸ ـ شهیدة : شهید شده
۹ ـ عفیفة : پاکدامن
۱۰ ـ قانعة : کم توقع
۱۱ ـ رشیدة : کامل
۱۲ ـ شریفة : شرافتمند
۱۳ ـ حبیبة : دوست وبا محبت
۱۴ ـ محرّمة : گرامی و مورد احترام
۱۵ ـ صابرة : پایدار
۱۶ ـ سلیمة : سالم، اهل سازش، بی عیب ونقص
۱۷ ـ مکرمة : بزگوار وگرامی
۱۸ ـ صفیّة : برگزیده
۱۹ ـ عالمة : دانشمند
۲۰ ـ علیمة : دانا
۲۱ ـ معصومة : نگهداشته شده،بی گناه
۲۲ ـ مغضوبة : ربوده شده،کسی که حقش غصب شده
۲۳ ـ مظلومة : ستمدیده
۲۴ ـ میمونة : خوش یمن وبابرکت
25 ـ منصورة : یاری شده ، خداوند او را یاری کرده است
۲۶ ـ محتشمة : با حشمت و احترام
۲۷ ـ جمیلة : زیبا
۲۸ ـ جلیلة : بزرگ
۲۹ ـ معظّمة : احترام گذاشته شده ، گرامی
۳۰ ـ حاملة البلوی بغیر شکوی : بلا کش نستوه بی شکوه و شکایت
۳۱ ـ حلیفة العبادة و التقوی : قسم خورده ی پرستش و پرهیزکاری
۳۲ ـ حبیبة الله : محبوب خدا
۳۳ ـ بنت الصّفوة : دخترِ برگزیده
۳۴ ـ رکن الهدی : پایه ی هدایت
۳۵ ـ آیة النّبوّة : نشان نبوّت
۳۶ ـ شفیعة العصاة : شفاعت کننده ی گناهکاران
۳۷ ـ اُمّ الخیرة : مادر نیکوکاران
۳۸ ـ تفّاحة الجنّة : سیب بهشتی
۳۹ ـ مطهرة : پاکیزه شدن
۴۰ ـ سیدةالنساء : بزرگبانویزنان
۴۱ ـ بنت المصطفی : دختر حضرت مصطفی(ص)
۴۲ ـ صفوة الرّبّها : برگزیده ی پروردگار
۴۳ ـ موطن الهدی : جایگاه هدایت
۴۴ ـ قرّة العین المصطفی : نور چشم پیامبر اکرم(ص)
۴۵ ـ بضعة المصطفی : پاره ی تن پیامبر(ص)
۴۶ ـ مهجة المصطفی : خون زندگی قلب مصطفی(ص) ، آخرین قطرات خون در قلب که موجب ادامه ی حیات است
۴۷ـ بقیّة المصطفی : بازمانده ی حضرت رسول(ص)
۴۸ ـ حکیمة : با حکمت و دارای فهم و ادراک حکیمانه
۴۹ ـ فهیمة : با فهم
۵۰ ـ عقیلة : خردمند
۵۱ ـ محزونة : غمگین
۵۲ ـ مکروبة : دل شکسته
۵۳ ـ علیلة : بیمار و مریض
۵۴ ـ عابدة : پرستنده
۵۵ ـ زاهدة : پارسا
۵۶ ـ قوّامة : شب زنده دار
۵۷ ـ باکیة : گریه کننده
۵۸ ـ بقیّة النّبوّة : باز مانده ی پیامبری
۵۹ ـ صوّامة : بسیار روزه گیر
۶۰ ـ عطوفة : با عاطفه و محبّت
۶۱ ـ رئوفة : دلسوز و مهربان
۶۲ ـ حنّانة : غمخوار و با محبّت
۶۳ ـ بِرّة : نیکوکار
۶۴ ـ شفیقة : دلسوز و مهربان
۶۵ ـ إنانة : دردمند
۶۶ ـ والدة الصّبتین : مادر دو نواده ی پیامبر
۶۷ ـ دوحة النّبی : شاخسار پیامبر
۶۸ ـ نور سماوی : نور آسمانی
۶۹ ـ زوجة الوصیّ : همسر جانشین پیامبر
۷۰ ـ بدر تمام : ماه شب چهارده
۷۱ ـ غرّة غراء : سپید رویِ نورانی
۷۲ ـ درّة بیضاء : گوهر تابناک
۷۳ ـ روح أبیها : روان پدر بزرگوارش حضرت رسول(ص)
۷۴ ـ واسطة قلّادة الوجود : حلقه ی اتصال زنجیر هستی
۷۵ ـ درّة البحر الشّرف و الجود : در دریای شرافت و سخاوت
۷۶ ـ ولیّة الله : دوست خدا و کسی که خدا او را ولی قرار داده
۷۷ ـ سرّ الله : راز نهانی خدا
۷۸ ـ امینة الوحی : امین وحی الهی
۷۹ ـ عین الله : دیده ی خدایی
۸۰ ـ مکینة فی عالم السّماء : دارنده ی جایگاه در عالم آسمان
۸۱ ـ جمال الآباء : موجب زیبایی پدران
۸۲ ـ شرف الأبناء : افتخار برای فرزندان
۸۳ ـ درّة البحر العلم و الکمال : درّ دریای دانش و کمال
۸۴ ـ جوهرة العزّ و الجلال : گوهر تابناک عزّت و بزرگوار
۸۶ ـ مجموعة الماصر العلّیّة : گرد آورنده ی یادگارهای برین
۸۷ ـ مشکوة نور الله : چراغدان نور الهی
۸۸ ـ زجاجة : شیشه وچرغدان نور الهی
۸۹ ـ کعبة الآمال لأهل الحاجة : کعبه آرزوهای نیازمندان
۹۰ ـ لیلة القدر : شب قدر:مقصود از "لیلةالقدر” در قرآن فاطمه(س)است
۹۱ ـ لیلة مبارکة : شب با برکت
۹۲ ـ ابنة من صلّت به الملائکة : دختر آن کس که فرشتگان به او اقتدا کرده و نماز خواندند
۹۳ ـ قرار قلب امّها المعظّمة : آسایش بخش دل مادر بزگوارش
۹۴ ـ عالیة المحلّ : بلند جایگاه
۹۵ ـ سرّ العظمة : راز بزگی وبزگواری
۹۶ ـ مسکورة الظلع : پهلو شکسته
۹۷ ـ رضیض الصّدر : سینه شکسته
۹۸ ـ مغضوبة الحق : کسی که حقش غصب شده است
۹۹ ـ خفی القبر : کسی که قبرش پنهان است
۱۰۰ ـ مجهولة القدر : قدر ناشناخته
۱۰۱ـ ممتحنة : آزمایش شده
۱۰۲ ـ المظلوم زوجها : کسی که هسرش ستم دیده است
۱۰۳ ـ المقتول ولدها : فرزند کشته شده
۱۰۴ ـ کوثر : صاحب خیر فراوان ، صاحب فرزندان بسیار