مرقد اصلی حضرت علی در ( نجف عراق یا مزار شریف افغانستان) کجامیباشد؟



مرقد اصلی حضرت علی در ( نجف عراق یا مزار شریف افغانستان) کجامیباشد؟

مگر قبر حضرت علی در نجف نیست پس مقبره ای که در افغانستان (مزار شریف) برای آن حضرت درست کرده اند

 و به زیارتش میروند چیست؟!

مزار شريف يكي از شهرهاي معروف و متبرك "افغانستان" و بسيار مورد علاقه افغان ها مي‌باشد . امروز مركز يكي از استان هاي شمالي افغانستان و جمعيت آن حدود پنجاه هزار نفر است.
نام اصلي آن خواجه خيران كه قريه‌اي از توابع بلخ بوده و بعداً به نام مزار شريف معروف شده و دلیل نامگذاری بدين نام آن است كه اهالي افغانستان معتقدند جسد مطهر حضرت اميرالمؤمنين علي(ع) در آن جا مدفون است.

اما در مورد اینکه در این شهر قبری برای آن حضرت وجود دارد یا نه نظریات مختلفی نقل شده است از جمله:

 

نظر اول:

مزاری که در شهر مزار شریف است و معروف به زیارتگاه امام علی است، در واقع زیارتگاه و مقبره امام علی علیه السلام نمی باشد . قبر امام در نجف اشرف می باشد.
از بعضی از تواریخ استفاده می شود عالم پرهیزکاری به اسم علی در شهر بلخ زندگی می کرده که پدرش ابوطالب نام داشته است . زمانی که این عالم پرهیزکار از دنیا می رود ،در همین جایی که معروف به زیارت امام علی است، او را دفن می کنند. امير بلخ بر قبر او بقعه و بارگاهي ساخت و موقوفاتي قرار داد. چون اسم این عالم هم علی بن ابی طالب بوده، با گذشت زمان معروف به مقبره امام علی بن ابی طالب می شود.

در کتاب منتخب التواريخ آمده است:

«در بلخ مقبره‌اي است مشهور است به مزار شريف و بعضي از اهالي بلخ اعتقادشان آن است كه آن، قبر مقدس حضرت اميرالمؤمنين ـ عليه‌السلام ـ است، جناب آقاي سيد محمد نائب، كليددار نجف اشرف پسر مرحوم آقا سيد حميد رفيعي از براي حقير نقل كرد كه در نجف اشرف كتابي ديدم در دست يك نفر از علما و در آن نوشته بود كه يك نفر از امراي بلخ مبتلا شد به (درد مفاصل) و هر قدر نزد اطباء معالجه نمود علاج نشد تا آنكه بالاخره متوسل شد به حضرت رسول ـ صلي الله عليه و آله ـ پس آن حضرت را در عالم رؤيا ديد و فرمود دواي مرض تو ماليدن روغن لاولا است...، چون از خواب بيدار شد اطباء را طلبيد و گفت روغن لاولا، چه روغني است؟ همه گفتند نمي‌دانيم،

پس بعد علماء اهل تسنن را طلبيد و از آنها سؤال نمود آنها هم گفتند ما نمي‌دانيم بعد از وزيرش پرسيد: آيا در مملكت عالمي هست كه ما از او سؤال نكرده باشيم؟ وزير پس از تفحص عرض كرد: بلي در بلخ عالمي هست رافضي(شیعی). امير حكم كرد كه او را حاضر كنيد چون حاضر شد از او سؤال كردند آن عالم رافضي گفت: روغن لاولا، روغن زيتون است، گفت به چه دليل گفت به دليل آنكه خداوند در قرآن مجيد فرموده: «اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فِيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فِي زُجاجَةٍ الزُّجاجَةُ كَأَنَّها كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لا شَرْقِيَّةٍ وَ لا غَرْبِيَّةٍ» امير روغن زيت را ماليد و درد مفاصلش خوب شد اين بود كه امير به آن عالم رافضي(شیعی) خيلي محبت نمود. علماء اهل تسنن از اين قضيه دلگير شدند و يك روز به امير گفتند اين عالم رافضي (شیعی)سب و لعن مي‌كند معاويه را امير به آن عالم شيعه اعتراض نمود گفت آيا اين سخن صحيح است؟ گفت: بلي؛ امير گفت چرا؟ عالم گفت او سهل است بلكه من به آن كسي كه او را والي دمشق نمود سب و لعن مي‌كنم.

امير بلخ كلام او را تصديق نمود. اسم آن عالم علي بود و پدرش ابوطالب چون از دنيا رفت او را در همين موضع دفن كردند. امير بلخ به جهت قبر او بقعه و بارگاهي ساخت و موقوفاتي قرار داد و معروف شد به قبر علي بن ابيطالب».[1]

ادامه نوشته

چرا حجاب برای زنان و مردان واجب است؟

 حجاب از نظر اسلام و قرآن چیست ؟  آیا زنها و مردان می توانند بدون حجاب باشند ؟


« حجاب » یکی از دستورات الهی است که در قرآن کریم ؛ به صراحت در آیات متعددی مطرح شده است و از آنجا که سلامت جامعه و بهداشت روانی آدم ها در گرو این مطلب است این موضوعی است که باید از زاویه های مختلف به آن پرداخت و همچنین حکمت ها و قوانین و احکام آن بیان شود .

دراین موضوع باید روشن شود خانم ها وظیفه شان چیست ؟ همان طور که آقایان حجاب دارند و وظیفه ی آن ها چیست ؟ تا چه حدی آقایان باید بدنشان پوشش داشته باشد و تا چه حدی خانم ها بدنشان پوشش داشته باشد ؟ و این مسئله ؛ هم بسیاد ساده است و هم بسیار مهم . وقتی حکمت های رعایت حجاب بیان می شود که در قرآن کریم هم اشاره شده موجب می شود که خود خواهران با اشتیاق بیشتری به رعایت حجاب بپردازند.

در مورد حجاب آیاتی در قرآن وجود دارد که در دو آیه ی آن به این موضوع توجه ویژه شده است یکی 31 نور که می فرماید  : وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الإرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ (  نور/ ٣١)

«و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را ( از نگاه هوس آلود ) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که نمایان است آشکار ننمایند و ( اطراف) روسری های خود را برسینه ی خود افکنند ( تا گردن وسینه با آن پوشانده شود ) و زینت خود را اشکار نسازند مگر برای شوهرانشان . یا ... »

در این آیه از یک طرف به زنان  تأکید می کند که مواظب باشند پاک دامن باشند و چشم شان را مواظبت کنند و از طرفی هم می فرماید مواظب باشید مواضع زینت و جاهای تحریک آمیز بدنتان را برای نامحرم آشکار نکنید . که البته خانم های مؤ من و متقی این مسائل را رعایت می کنند و اکثریت خواهران جامعه ی ما همین طور هستند . و در ادامه ی آیه یاد آورمی شود که زینت های زن برای چه کسانی می تواند ظاهر شود . استاد شهید مطهّری در کتاب مسئله ی حجاب بحث مفصلی در مورد این آیه دارند و نکات دقیقی فقهی وتفسیری این آیه را مورد بحث قرار دادند . آیه مهم دیگر در مورد حجاب آیه ی 59 سوره ی احزاب است که می فرماید : يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا ( احزاب / ٥٩)

« ای پیامبر به زن های خودت و دختران خودت و زن های مؤمنان بگو –یعنی این حکم هم برای خانواده ی پیامبر هم برای زن های مؤمن است – این چا در یا روسری بلندی که خانم ها روی سر می اندازند و لباس شان را به خود شان نزدیک کنند ، این کار برای این که شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است ، ( و اگر تاکنون خطا و کوتاهی از آن ها سرزده توبه کنند ) خدا همواره آمرزنده ی رحیم است »

به عبارت دیگر می فرماید زن های محترم به صورت نامناسب از خانه خارج نمی شوند مثلا با همان لباس داخل خانه خارج نمی شوند بلکه یک لباس اضافی دارند مثل چادر که وجه کامل حجاب است با مثلا مانتوی بسیار مناسب با روسری بلند که وقتی از خانه خارج می شوند کاملا معلوم است که این خانم حفیف و پاک دامن است و در حقیقت به این صورت شخصیت خودش را به نمایش می گذارد . ادامه ی آیه می فرماید ( ذلک ادنی ان یعرفن ) این حجاب بهتر و نزدیک تر است به این که شناخته بشوند یعنی انسان های لاابالی و هرزه و مردم آزاری که در جامعه وجود و احیاناً مزاحم زن ها می شوند اگر زنی را با حجاب کامل ببینند دیگر طمع نمی ورزند و متوجه می شوند که این زن پاک دامن است بنابراین آیه می فرماید فایده وحکمت رعایت حجاب این است که افراد شناخته می شوند و کسی دیگر آن ها را اذیت نمی کند.

آیا میدانید که در احادیث و آیات قرآن بارها بر واجب بودن حجاب تاکید شده؟

آیا میدانید یکی از دلایل برآورده نشدن دعا به گفته امام صادق انجام گناه

است و بی حجابی نوعی گناه محسوب میشود؟

آیا میدانید که در احادیث آمده زنی که با حجاب نامناسب از منزل خارج

میشود تا زمان بازگشت توسط فرشته ها مورد لعن قرار میگیرد؟

آیا میدانید چادر مشکی به دلیل رنگ سیاه آن کمترین توجه نامحرم را جلب

میکند؟

آیا تا کنون آیه زیر را در قرآن خوانده اید؟


ای پیامبر(صلوات الله):به همسران و دخترانت و زنان مومنان بگو:روسری

های بلند(مانند چادر)خود را بر خویش فرو افکنند تا شناخته نشوند ومورد آزار

قرار نگیرند و اگر تاکنون خطا وکوتاهی از آنان سرزده بدانند که خداوند همواره

بخشنده و مهربان است

ادامه نوشته

توصیه ی  رهبر معظم انقلاب نرمش  قهرمانانه در عرصه سیاست.



رهبر معظم انقلاب اسلامی روز سه‌شنبه در دیدار فرماندهان و پرسنل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی

به سخنرانی درباره لزوم حرکت‌های صحیح و منطقی در سیاست‌های خارجی و داخلی پرداختند.



                                                                آیت الله خامنه‌ای در سال 75

نمايندگان سياسى ايران بايد تيزتر از شمشير، نرم‌تر از حرير و سخت‌تر از سنگ و پولادباشند

عرصه سياست خارجى ميدان نرمش‌هاى قهرمانانه است، اما نرمشى كه در برابر دشمن "تيز" باشد.

رهبر معظم انقلاب حدود ده روز پیش نیز در دیدار رئیس و اعضای مجلس خبرگان به کارگیری نرمش

قهرمانانه در عرصه سیاست را مطلوب و مورد قبول دانستند البته این نکته را نیز ذکر کردند که این

حرکت به معنای عبور از خط قرمز یا برگشتن از راهبردهای اساسی و یا عدم توجه به آرمانها نباید

باشد.


حضرت آیت الله خامنه ای در ادامه در توضیح مفهوم "نرمش قهرمانانه" به برنامه‌های یک کشتی گیر برای پیروزی بر رقیبش اشاره داشتند: "اين كشتى‌گيرى كه دارد با حريف خودش كشتى ميگيرد و يك جاهايى به دليل فنّى نرمشى نشان ميدهد، فراموش نكند كه طرفش كيست؛ فراموش نكند كه مشغول چه كارى است؛ اين شرط اصلى است؛ بفهمند كه دارند چه‌كار ميكنند، بدانند كه با چه كسى مواجهند، با چه كسى طرفند، آماج حمله‌ى طرف آنها كجاى مسئله است؛ اين را توجّه داشته باشند."



ایشان در این دیدار فرمودند:در اين سالها جبهه‌بندى‌هاى منطقه‌اى و جهانى هم آشكار شده. البتّه نرمش و انعطاف و مانور هنرمندانه و قهرمانانه در همه‌ى عرصه‌هاى سياسى، يك كار مطلوب و مورد قبولى است، لكن اين مانور هنرمندانه نبايستى به معناى عبور از خطوط قرمز، يا برگشتن از راهبردهاى اساسى، يا عدم توجّه به آرمانها باشد؛ اينها را بايد رعايت كرد. البتّه هر دولتى، هر شخصى، هر شخصيّتى، روشهايى دارند، ابتكاراتى دارند، اين ابتكارات را انجام خواهند داد و [كار] پيش خواهد رفت.


ادامه نوشته

امام هشتم در خط مقدم دفاع از دین


امام هشتم در خط مقدم دفاع از دین

میلاد با سعادت ثامن الائمه حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام تبریک وتهنیت باد.

حضرت علی بن موسی الرضا علیهماالسلام بنابر نظر معروف در سال 148 در مدینه متولد و در سال 202 یا 203 در محلی که اکنون مشهد نامیده می شود و در آن زمان به آن طوس می گفتند به شهادت رسید.

حدیث معروف سلسلة الذهب هم که امام در نیشابور برای محدثین شهر بیان کردند یکی از احادیث ارزشمندی است که در همین راستا مطرح شده و در آن به بیان اهمیت توحید و جایگاه ولایت در دین اشاره شده است.

روایتی را شیخ صدوق اعلی الله مقامه در کتاب امالی باب 41 حدیث 8 نقل میکند که به حدیث سلسلة الذهب معروف است:

حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یُوسُفَ بْنِ عَقِیلٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ رَاهَوَیْهِ قَالَ: لَمَّا وَافَى أَبُو الْحَسَنِ الرِّضَا ع نَیْسَابُورَ وَ أَرَادَ أَنْ یَرْحَلَ مِنْهَا إِلَى الْمَأْمُونِ اجْتَمَعَ إِلَیْهِ أَصْحَابُ الْحَدِیثِ فَقَالُوا لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ تَرْحَلُ عَنَّا وَ لَا تُحَدِّثُنَا بِحَدِیثٍ فَنَسْتَفِیدَهُ مِنْکَ وَ قَدْ کَانَ قَعَدَ فِی الْعَمَّارِیَّةِ فَأَطْلَعَ رَأْسَهُ وَ قَالَ سَمِعْتُ أَبِی مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی مُحَمَّدَ بْنَ عَلِیٍّ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی عَلِیَّ بْنَ الْحُسَیْنِ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ یَقُولُ سَمِعْتُ أَبِی أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع یَقُولُ سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص یَقُولُ سَمِعْتُ جَبْرَئِیلَ یَقُولُ سَمِعْتُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی فَلَمَّا مَرَّتِ الرَّاحِلَةُ نَادَانَا بِشُرُوطِهَا وَ أَنَا مِنْ شُرُوطِهَا. 

ترجمه: اسحق بن راهویه میگوید چون أبو الحسن الرضا (ع) به نیشابور آمد و خواست از آنجا نزد مأمون برد اصحاب حدیث جمع شدند و به ایشان عرض کردند یا ابن رسول اللَّه از نزد ما میروى و حدیثى نمی فرمائى که ما از شما استفاده کنیم حضرت در محمل شتر نشسته بود سر خود را بیرون آورد و فرمود شنیدم از پدرم موسى بن جعفر میگفت شنیدم از پدرم جعفر بن محمد میگفت شنیدم از پدرم محمد بن على میگفت شنیدم از پدرم على بن الحسین میگفت شنیدم از پدرم حسین بن على میگفت شنیدم از پدرم امیر المؤمنین على بن ابى طالب میگفت شنیدم از رسول خدا (ص) میگفت شنیدم از جبرئیل میگفت شنیدم از خداى عز و جل میفرماید لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ‏ حصن دژ من  است و هر که وارد دژ  من در شود از عذابم در امانست
چون راحله براه افتاد و گذشت  بما  گفت که البته با شروط آن و من هم از شروط آنم.

ادامه نوشته

قبول ولایت امیرالمومنین تنها راه توحید

قبول ولایت امیرالمومنین تنها راه توحید

آری ولایت امیرالمومنین از چنان اهمیتی برخوردار است که پیامبر باید در شب معراج به آسمان‌ها برود از سدره المنتهی و جنت اعلی هم بگذرد و مافوق عرش خداوند مشافهه به ولایت امیر المومنین رسولش را امر کند.

در آن مقام پیامبر را به شکستن بت‌ها و نفی شرک و کفر امر نمی‌کند خداوند امر نمی‌کند که بت‌های مکه باید شکسته شود و همه باید بر خدا سجده کنند، بلکه هفت بار از ملکوت ندا می‌آید و به ولایت علی سفارش می‌کند و امر بر خلافت علی علیه السلام می‌شود.

این بدان معنا است که اگر ولایت علی علیه السلام باشد، بت‌ها شکسته خواهد شد و خداوند عبادت می‌شود و شرک و نفاق و کفر از ریشه مضمحل خواهد شد.

اگر ولایت علی علیه السلام نباشد؛ بت‌ها شکسته شوند یا نشوند کسی خداوند را عبادت نخواهد کرد. از این روست که اگر همه مردم دست به دست هم می‌دانند و محبت علی علیه السلام را می‌داشتند خداوند جهنم را خلق نمی‌کرد(قال رسول الله ص قال الله جل جلاله لو اجتمع الناس کلهم على ولایة علی علیه السلام ما خلقت النار (الأمالی‏للصدوق ص 657المجلس الرابع و التسعون ...)).

ولایت علی علیه السلام دینی است که ملائکه به وسیله آن خداوند را عبادت می‌کنند ولایت علی علیه السلام تنها راهی است که به رضایت و خشنودی خداوند ختم می‌شود.

این امر از آسمان است

امام صادق علیه السلام شب معراج و گفت‌و‌گوی پیامبر را در معراج اینگونه توصیف می‌فرماید: «خداوند فرمود یا محمد پیامبر در جواب گفت لبیک خداوند از او سئوال نمود «من لامتک بعدک»؛ بعد از تو چه کسی برای امت تو خواهد بود؟

پیامبر فرمود «الله اعلم» خدا داناترین است آنگاه خداوند پیامبر را خطاب داد بعد از تو علی بن ابیطالب امیرالمومنین، سید المسلمین رهبر پیشانی سفیدان خواهد بود»

امام صادق (علیه السلام) در ادامه فرمود: «به خدا سوگند ولایت علی علیه السلام از زمین نیامد لکن از آسمان به صورت شفاهی آمد»(وَ اللَّهِ مَا جَاءَتْ وَلَایَةُ عَلِیٍّ ع مِنَ الْأَرْضِ وَ لَکِنْ جَاءَتْ مِنَ السَّمَاءِ مُشَافَهَةً (الکافی ج 1 ص 442 باب مولد النبی ص و وفاته ...)

روایات در این زمینه بسیار زیاد است. بنابر روایات پیامبر در تمام عالم هستی و تمام آسمان‌ها و در میان افواج ملائکه تایید و تاکید ولایت علی بن ابیطالب را دید و در بالاترین مقام عالم هستی که پیامبر قرار گرفت مهم‌ترین سفارش حضرت حق تاکید و امر به ولایت علی بن ابیطالب است.

در شب معراج تمام آسمانیان و همه قدسیان خطاب به پیامبر علی علی می‌گفتند و خداوند نیز به پیامبر سفارش علی را کرد شب معراج شب علی علیه السلام است.

پیامبر با قدرت الهی شبانگاه به سمت مسجد الاقضی حرکت می‌نماید و از آنجا به آسمان‌ها می‌رود و قبل از صبح به مکه باز می‌گردد علم پیامبر اسلام بر خلاف تمام انبیاء مشاهده حقایق عالم هستی بود وی در این سفر تا افق اعلی پیش رفت مقامی که هیچ ملک و بشری بدانجا راه نیافته بود.

ادامه نوشته

احادیث در مورد شیطان (ابلیس)

سول اکرم صل الله علیه و آله:

ای مردم جز این نیست که خداست و شیطان ، حق است و باطل ، هدایت است و ضلالت ، رشد است و
 
گمراهی ، دنیاست و آخرت ، خوبی هاست و بدی ها ، پس همه خوبی ها از آن خداست و همه زشتی

ها از آن شیطان ملعون است.

 

امام صادق علیه السلام :

شیطان گفت پنج نفرند که هیچ راهی به آنها ندارم اما دیگر مردم در مشت من هستند:

1- هر کس با نیت درست به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش بر او توکل کند.

2- کسی که شب و روز بسیار تسبیح خدا گوید.

3- کسی که برای برادر مومنش آن پسندد که برای خود می پسندد.

4- کسی که هر گاه مصیبتی به او می رسد بی تابی نمی کند.

5- و هر کس که به آنچه خداوند قسمتش کرده خرسند است و غم روزیش را نمی خورد.

ادامه نوشته

حدیث رابطه متقابل تقوا و صله رحم

امام رضا علیه السلام در حدیثی زیبا فرمودند: در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در كنار هم

آمده است، بنابراین اگر كسی به خویشاوندانش رسیدگی و احسان ننماید، با تقوا محسوب نمی‌شود.


متن حدیث:  إن الله عزوجل أمر بثلاثة مقرون بها ثلاثة اخری : امر بالصلاة و الزكاة ، فمن صلی و لم یزك لم یقبل منه صلاته ، و امر بالشكر له و للوالدین ، فمن لم یشكر والدیه لم یشكر الله ، و امر باتقاء الله و صلة الرحم ، فمن لم یصل رحمه لم یتق الله عزوجل.

امام رضا علیه السلام فرمودند: خداوند سه چیز را به سه چیز دیگر مربوط كرده است و به طور جداگانه نمی پذیرد . نماز را با زكات ذكر كرده است ، هركس نماز بخواند و زكات ندهد نمازش پذیرفته نیست . نیز شكر خود و شكر از والدین را با هم ذكر كرده است . از این رو هركس از والدین خود قدردانی نكند از خدا قدردانی نكرده است . نیز در قرآن سفارش به تقوا و سفارش به ارحام در كنار هم آمده است، بنابراین اگر كسی به خویشاوندانش رسیدگی و احسان ننماید، باتقوا محسوب نمی‌شود.


ادامه نوشته

احادیث کوتاه از معصومین _ ع _

قال رسول الله صلی الله علیه وآله :

اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالقُرآنِ .


هنگامی که فتنه ها، هم چون پاره های شب تاریک، شما را در

خود پیچید، برشماست که به قرآن تمسک جویید.           

                 اصول کافی ج2ص459

----------------------------

 رسول خدا (ص) : بدترین مردم کسی است که آخرت خود را به دنیای

خویش بفروشد و بدتر از او کسی است که آخرت خود را به خاطر

دنیای دیگران از دست بدهد و تباه کند.

 سخنان  14 معصوم جلد 4 صفحه 108

--------------------------------------

حق راسترین راه و علم بهترین راهنماست ( امام علی )


کلمات حکمت آمیز پیامبر اقدس (صلی الله علیه وآله و سلم )


مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود.

هر که شکر مردم نکند:  شکر خدا نکرده .

قضا را جز دعا : چیزی بر نگرداند.

عمر را جز احسان : چیزی دراز نکند.

بردبار نیست : مگر کسی که عبرت گیرد.

فقری سخت تر از نادانی نیست.

مالی سودمندتر از عقل نیست

هیچ تنهایی از خودپسندی وحشت زاتر نیست.

هیچ همکاری از مشورت مناسب تر نیست.

هیچ عقلی چون تدبیر نیست. 

هیچ حسب و نسبی چون خوی خوش نیست.

هیچ پرهیزگاری چون خوداری از گناه نیست.

هیچ عبادتی چون فکر نیست.

هیچ عبادتی چون حیا و صبر نیست.

ادامه نوشته

انسان کامل کیست؟

سخنان مرحوم علامه محمدتقی جعفری

قسمت اول: هر لحظه ای که در زندگانی انسانی بدون آگاهی به حکمت وجود خویش

و بدون توجه به این که از کجا آمده و به کجا می رود سپری شود مرگ ابدی است.

بدون آشنایی جان انسانها با یکدیگر محال است حسن تفاهم مشترک واقعی میان آنان برقرار شود.

زندگی پیوسته باید در حال به وجود آمدن و به وجود آوردن باشد و الا باری است بر دوش انسان.

آن انسان رشد یافته که انسان ها را اجزاء خود می داند

با سقوط هر یک از آن ها تباهیِ جزئی از خود را مشاهده می کند.

علم توأم با ایمان مرگ را به عنوان آغاز شکوفایی زندگی نوید می دهد.

ذکر خداوندی یعنی یک معلم و مربی الهی که شب و روز و در همه لحظات عمر با انسان است.


ادامه نوشته

مؤمن پنج نشانه دارد.



«عَلَامَاتُ الْمُؤْمِنِ خَمْسٌ: الْوَرَعُ‌ فِي‌ الْخَلْوَةِ وَ الصَّدَقَةُ فِي الْقِلَّةِ وَ الصَّبْرُ

عِنْدَ الْمُصِيبَةِ وَ الْحِلْمُ عِنْدَ الْغَضَبِ وَ الصِّدْقُ عِنْدَ الْخَوْفِ.»


روایتی از امام زین العابدین(صلوات‌الله‌علیه) منقول است که حضرت فرمودند: مؤمن پنج نشانه دارد.

اوّل؛ «الْوَرَعُ‌ فِي‌ الْخَلْوَةِ»، مؤمن حالت کناره‌گیری از گناه دارد، آن هم در موقعی که غیر از خدا حاضر و ناظری نیست. اگر کسی در عَلَن معصیتی را ترک کند، مثلاً شرب خمر نکند یا نعوذ بالله با نامحرم نامشروع برقرار نکند، خوب است، امّا این ترک گناه در عَلَن، گویای این نیست که این فرد به‌اصطلاح ایمان قوی داشته باشد.
ادامه نوشته

شیطان خود را معرفی میکند



حال با توجه به این جنبه شناختی ، یکی از شخصیت‌هایی که در قرآن کریم بسیار از او نام ‌برده است شیطان است که در جای جای قرآن از او سخن به میان آمده و درباره او صحبت شده است اما خود شیطان نیز در همین قرآن بارها لب به سخن باز کرده و سخنرانی‌های مختلفی را در پرده های مختلف و در مواقع و مکان‌های متفاوت بیان کرده است که با توجه به مقدمه فوق صحبت‌ها و سخنرانی‌های شیطان می‌تواند راه خوبی برای آگاه شدن ما از شخصیت او و پی بردن به اهداف شوم او باشد .

در این نوشتار به پرده های مختلفی از سخنرانی‌های شیطان که در مواقع مختلف ایراد کرده است پرداخته می‌شود:

  پرده اول: بیان فضائل خود در پیشگاه خداوند

اولین پرده از سخنرانی شیطان بعد از خلقت آدم علیه‌السلام و دستور خداوند به ملائکه الهی بر سجده به او بود که شیطان در اینجا طاقت نیاورد و لب به سخن گشود و در یک سخنرانی کوتاه مخالفت خود را با خداوند اعلام کرد و در این سکانس فضائلی را که برای خود قائل بود برشمرد و گفت:

قالَ ما مَنَعَکَ أَلاَّ تَسْجُدَ إِذْ أَمَرْتُکَ قالَ أَنَا خَیْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنی‌ مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طینٍ

فرمود: «چون تو را به سجده امر کردم چه چیز تو را باز داشت از اینکه سجده کنی؟» گفت: «من از او بهترم. مرا از آتشی آفریدی و او را از گِل آفریدی.» (۱)
اولین پرده از سخنرانی شیطان بعد از خلقت آدم علیه‌السلام و دستور خداوند به ملائکه الهی بر سجده به او بود که شیطان در اینجا طاقت نیاورد و لب به سخن گشود و در یک سخنرانی کوتاه مخالفت خود را با خداوند اعلام کرد و در این پرده فضائلی را که برای خود قائل بود برشمرد

و در جای دیگر به بیان دیگر این طور گفت که :

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلآئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إَلاَّ إِبْلِیسَ قَالَ أَأَسْجُدُ لِمَنْ خَلَقْتَ طِینًا .

و (به یاد آر) هنگامی که به فرشتگان گفتیم به آدم سجده کنید، پس همه سجده کردند، جز ابلیس که گفت: آیا

سجده کنم بر کسی که او را از گل آفریدی؟ (۲)

ادامه نوشته

خطبة اميرمؤمنان حضرت علي(ع)در معرفی خود.

بسم رب الشهداء و الصدیقین

خطبة اميرمؤمنان حضرت علي(ع)در معرفی خود.

در كتاب معاني الاخبار از امام باقر(ع) چنين روايت شده است: اميرمؤمنان علي(ع) پس از پايان جنگ نهروان به شهر كوفه بازگشتند.

در اين هنگام به حضرتش گزارش دادند كه معاويه (با گستاخي و بي‌شرمي) آن حضرت را لعن نموده، دشنام مي‌دهد،

و يارانش را به قتل مي‌رساند. حضرت علي(ع) به پا خاست و خطبة غرّايي آغاز فرمود:

پس خدايی را ستايش نمود و بر او ثنا خواند و بر پيامبر خدا(ص) درود فرستاد

و شمّه‌اي از نعمت‌هايي را كه خداوند بر پيامبرش و بر او ارزاني داشته، برشمرد.

آنگاه چنين فرمود: اگر اين آية شريف در قرآن نبود كه مي‌فرمايد: «نعمت پروردگارت را بازگو كن»1

افتخارات و عناياتي را كه خداوند به من داده، بيان نمي‌كردم؛ ولي بنا به علّت اين فرمايش خداوند، سخن آغاز مي‌نمايم و مي‌گويم :

خداوندا! تو را بر نعمت‌هاي بي‌شمار، و فضل بي‌كران و فراموش نشدني‌ات سپاس‌ گزارم.

اي مردم! به من رسيده آنچه كه رسيده و من اجلم را نزديك مي‌بينم.

گويي هنوز كه در ميان شما هستم، به راستي كه شأن مرا از ياد برده‌ايد.

من از ميان شما مي‌روم و آنچه را رسول خدا(ص) براي شما به يادگار گذاشت،

من نيز آن را به يادگار مي‌گذارم:

كتاب خدا و خاندان و عترتم. آنان همان عترت خاتم پيامبران، آقاي برگزيدگان و پيامبر برگزيده هستند كه هدايت‌گران به سوي نجاتند.

اي مردم! شايد پس از اين ديگر از گوينده‌اي گفتار مرا نشنويد جز آنكه دروغگو و افترا زننده باشد.

ادامه نوشته

چند حدیث در مورد نامحرم

 پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

هر کس با یک زن نامحرم دست بدهد، روز قیامت در غل و زنجیر به محشر وارد می‌شود و خداوند دستور می‌دهد که او را به آتش جهنم بیفکنند، و هر کس با یک زن نامحرم شوخی کند، در مقابل هر کلمه حرامی که به او گفته است، هزار سال حبس خواهد شد.


2- امام صادق علیه السلام:

رسول خدا فرمان داده بود که زن مسلمان با مردان نامحرم بیش از پنج کلمه – که آن هم در موضوعات ضروری باشد- سخن نگوید.


3- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

نگاه به نامحرم، تیری از تیرهای شیطان است هر کس آن را از خوف خدا ترک کند خداوند حلاوت ایمان را به او می‌چشاند.


4- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

در مورد زنان مردم عفت بورزید تا دیگران نیز در مورد زنان شما عفت بورزند و زنان شما از تعرض نامحرمان در امان بمانند.
هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمی‌آورد

5- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

تمام چشم‌ها در روز قیامت گریان خواهد شد، مگر چشمی که از خوف و عظمت خدا بگرید، و چشمی که از حرام بسته شود، و چشمی که در راه خدا شب‌ها بیدار بماند و شب زنده داری کند.


6- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

هر کس چشمان خود را از نگاه به زن نامحرم پرکند (و با خیال راحت به این نگاه خود ادامه دهد)، خداوند متعال در روز قیامت میخ‌های آتشین به چشمان او فرو خواهد برد و بعد از رسیدگی به کار مردم، دستور خواهد داد که او را به آتش جهنم بیندازند.

7- یکی از راویان می‌گوید در کوفه به زنی قرآن می‌آموختم، روزی با او شوخی کردم، بعد به دیدار امام باقر (علیه‌السلام) شتافتم،


امام باقر علیه السلام فرمود:

آن که (حتّی) در پنهان مرتکب گناه شود خداوند به او اعتنا و توجّهی ندارد، به آن زن چه گفتی؟ از شرمساری چهره‌ام را پوشاندم و توبه کردم، امام فرمود:  تکرار نکن.


8- حضرت علی علیه‌السلام :

اختلاط و گفتگو مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل‌ها را منحرف می‌سازد.


9- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

هر خانمی که خود را معطر و خوشبو کند (عطر بزند) و سپس از خانه خارج شود، همواره مورد لعنت خدا و ملائکه خواهد گرفت، تا وقتی که به خانه برگردد، هرچند برگشتش به خانه طول بکشد.


10- پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

شیطان به حضرت موسی علیه السلام گفت : ای موسی! با زنی که به تو محرم و یا حلال نیست خلوت مکن (تنها مباش، به خاطر آنکه هیچ مردی با زن نامحرمی خلوت نمی‌کند، مگر این که من همراه آن دو هستم. (و خودم شخصاً آن دو را برای گناه و رابطه نامشروع تحریک و وسوسه می‌کنم).


11- امام صادق علیه‌السلام فرمود :

هر کس نامحرمی را دید و چشم خود را به طرف آسمان بلند کرد یا بست، خداوند در بهشت، حورالعین بهشتی را به عقدش درمی‌آورد.


12- امام باقر علیه‌السلام:

سخن گفتن با زن نامحرم، از دام‌های شیطان است.


پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله:

هرکس با غیر همسر خویش شوخی و مزاح کند به اندازه هر کلمه ای که در دنیا سخن گفته باشد ، خداوند هزار سال او را در زندان دوزخ نگاه خواهد داشت.

ادامه نوشته

بدون نرم افزار، ip خود را تغییر دهید. ip address

تغییر ip address در اینترنت بدون نیاز به نرم افزار

با این روش بدون نیاز به نرم افزار و خیلی آسان ، ip خود را تغییر دهید.

برای تغییر ip در اینترنت میتونید از روشی که در ادامه توضیح میدم استفاده کنید البته تا اونجایی که اطلاع دارم و خودم انجام دادم ممکنه فقط چند عدد اول آی پی شما ثابت بمونه ولی مابقی اعداد آی پی تغییر میکنند:

مثلا :  ip قبلی = 75,66,81,300  و  ip جدید =  75,55,411,210

خب هر آی پی که اولش این اعداد باشه که منحصر به یک فرد نیست ! اینهمه کاربر تو اینترنت هست پس مهم نیست و روش موثری برای کسانی هست که میخوان بدون هیچ نرم افزاری آی پی خودشون رو تغییر بدن.

حالا روش تغییر ip :    در این حالت کامپیوتر رو حتما به مودم وصل کنید .

بعد توی run عبارت cmd رو تایپ کنید و بعد enter

برای وضوح کامل ، روی تصاویر کلیک کنید.



ادامه نوشته

در قرآن چهار بار از تدبرصحبت شده است.

الف. مفهوم تدبر:

«تَدبر»به معنی «اندیشیدن در پشت وماوراء امور» می‌باشد که «ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی» را در نظر دارد. نتیجه این ژرف اندیشی و عاقبت اندیشی «کشف حقایقی است که در ابتدای امر و نظر سطحی، به چشم نمی‌آمد.»

«کاوش در باطن و توجه به نتایج و عواقب امر» دو خصوصیت اساسی تدبر می‌باشد چرا که تلاش برای کشف عاقبت امور، بناچار انسان را از سطح به عمق می‌کشاند.



ب. تدبر در قرآن و اهمیت آن:

این واژه (تدبر) چهار بار در قرآن بکار رفته است:


در سه آیه، قرآن مخاطبین خود را به تدبر در اعماق مقاصد پیام خویش دعوت نموده است که آهنگ و سیاق این آیات نوعی توبیخ و اعتراض را بهمراه دارد:



1ـ «اَفلم یدبروا القول...»( مومنون/68)


(پس چرا در این سخن (قرآن) ژرف نیندیشند؟)



2ـ «اَفلا یتدبرون القرآن اَم علی قُلوبٍ اقفالها» ( محمد/26)

(پس چرا در قرآن ژرف نمی‌اندیشند؟ مگر بر دلهایی قفلهای آن چیره گشته است.؟)



3ـ «اَفلا یتدبرون القرآن ولو کان مِنً عِنْدِ غیر الله لوجدوا فیه اختلافاً کثیراً» (نساء/82)

(پس چرا در این قرآن ژرف نمی‌اندیشند؟ و اگر از نزد غیر خدا می‌بود،‌ در آن ناهماهنگی و تضاد بسیاری می‌یافتند.)



این آیه شریفه صریحاً مطرح می‌نماید که تنها راه فهم اعجاز قرآن «تدبر در قرآن» است چرا که پی‌بردن به الهی بودنِ قرآن نیاز به تعمق و ژرف اندیشی دارد و الا در نظر سطحی، آیات، مرکب از حروف و کلماتی است که عرب با‌ آنها تکلم می‌نماید و تفاوتی در نظر سطحی و ابتدایی با کلام بشر ندارد بنابراین درک معجزه بودن آن نیاز به عبور از این ظاهر را دارد.

نکته دیگر آنکه «تدبر در قرآن» به «پیگیری سیر آیات، یکی پشت سرِ دیگری و دقت در باطنِ ارتباطِ آنها» نیز نظر دارد، چرا که کشف انسجام و هماهنگی و عدم وجود اختلاف، نیازمند پیگیری و بررسی آیات در یک سوره و آیات یک سوره با کل قرآن دارد تا معلوم گردد کتابی که در طول 23 سال در فراز و نشیبهایِ زندگی پیامبر و در شرایط بسیار متفاوت از یکدیگر، مطرح گشته است نمی‌تواند ساخته و پرداخته ذهن بشر بلکه هر موجود مادی باشد که پیوسته محکوم به تغییر و تحول و حرکت از نقص بسری کمال نسبی خویش هستند بنابراین در امر تدبر در قرآن:



«کاوش و اندیشه در کشف مفاهیم و روابطِ ناپیدایِ موجود در هر یک از آیات و ارتباط آیات با یکدیگر و آن آیات با آیاتِ دیگر سورِ قرآن»

مدنظر می‌باشد.



4ـ «کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته ولیتذکَّر اولوْ الالباب.»(ص/29)

«آن کتابی بسیار با عظمت –که آنرا بسویت فروفرستادیم – و بسیار پر خیر و برکت است تا که در آیاتش تدبر نمایند.»



با دقت و تامّل در سیاق این آیه در می‌یابیم که بدون «تدبر در قرآن» نمی‌توان از ذخائر بیکران و پرخیر و برکت کلام خدا بهره‌ای جست و هم‌چنین نمی‌توان از ظلمت شک و تردید و حیرت و سرگردانیِ نفاق، خود را رهانید و به ایمانی راسخ و یقینی استوار، دست یافت.

حضرت امیر در نهج البلاغه (خ106) می‌فرماید: تنها «شخص متدبر» می‌تواند مغز و حقیقت ناب و خالص اسلام را دریابد:

«فجعله (الاسلام) أمناً لِمَن عَلِقَه … و فَهْماً لِمَنْ عَقَلَ و لُبّاً لِمَن تَدَبَّرَ…»

(پس خداوند اسلام را امنیت قرارداد برای آنکه بدان متصل شود و … و فهم قرارداد برای آنکه تعقل کند و مغز قرارداد برای آنکه تدبر نماید.)



این بیانات «نقش اساسی تدبر» را در وصول به حقیقت قرآن و اسلام به ما نشان می‌دهد.



ج. تدبر و تلاوت راستین قرآن:

طبق آیه شریفه بقره/121 کسانی حقیقتاً به اسلام و قرآن ایمان دارند که، کتاب خدا را آنگونه که شایسته است تلاوت می‌نمایند:

«الذین آتیناهم الکتاب یتلونه حق تلاوته اولئک یومنون بِِِه…»

بنابراین آنکه این تلاوت راستین و پیروی از قرآن را نداشته باشد از ایمان تهی و در زمره سرمایه باختگان است:

«... ومن یکفر به فاولئک هم الخاسرون. بقره /121

با مقایسه این آیه شریفه با آیه سوره ص که هدف از نزول و وسیله بهره‌وری از قرآن را «تدبر در آیات» معرفی می‌کند درمی‌یابیم که «تلاوت راستین» همان «جریان تدبر در آیات» می‌باشد.

در حدیث شریفی در تفسیر آیه «یتلونه حق تلاوته...» به نکته فوق صراحتاً اشاره گردیده است:

( در سخن خداوند که می‌فرماید «... یتلونه حق تلاوته...» که به شیوه ترتیل آیاتش را می‌خوانند و معانیش را فهم می‌کنند و به احکام آن عمل می‌نمایند و امید به وعده الهی دارند و از عذابش در خوف و هراس بسر می‌برند و قصص را آنرا مجسم می‌بینند و از مثلهایش عبرت می‌گیرند، اوامرش را اجرا می‌کنند و از محرماتش دوری می‌گزینند؛

وآن ـ بخدا قسم ـ صرفاً با حفظ آیات و چینش منظم حروف و تلاوت سوره‌ها و تحقیق یک دهم و یک پنجم قرآن حاصل نمی‌شود ـ آنان حروفش را حفظ و حدودش را تباه کردند؛

و جز این نیست که آن (حق تلاوت) همان تدبر در آیاتش می‌باشد چرا که خداوند می‌فرماید:

«کتاب انزلناه الیک مبارک لیدبروا آیاته» (امام صادق میزان الحکمه ج 1))



این حدیث شریف مطرح می‌سازد که «جریان تدبر» همان «جریان تلاوت راستین قرآن» می‌باشد که از «قرائت» شروع و با «فهم عمیق» ادامه یافته و به «عمل» ختم می‌گردد.

بر اساس این حدیث پر محتوی، تدبر در آیات «ترتیل آیات، فهم معانی، عمل به احکام، امید به وعده الهی، خشیت از عذاب، تجسم نمودن قصص، عبرت از نمونه حوادث، اجرای اوامر و دوری از محرمات» را شامل می‌شود با آنکه نه معنای لغوی «تلاوت» و نه معنای لغوی «تدبر» چنین محتوائی را با خود دارند لذا معلوم می‌شود که مقصود «جریان تلاوت راستین قرآن» بوده و با «جریان تدبر در آیات» وحدت دارد.



د. فرق قرائت، تلاوت، ترتیل و تدبر:

برای انس با قرآن، پنج عنوان «قرائت» «تلاوت»، «ترتیل»، «استماع و انصات» و «تدبر» در خود قرآن مطرح گریده است:

«فاقرءوا ما تیسر من القرآن» (مزمل / 20)

«اتل ما اوحی الیک من الکتاب» (عنکبوت / 45)

«ورتّل القرآن ترتیلا» (مزمل/4)

«أفلا یتدبرون القرآن» (محمد/24)

«و إذا قری القرآن فاستمعوا له و انصتوا...» (اعراف/204)



1ـ قرائت: بمعنی «جمع کردن و بهم پیوستن» می‌باشد ومقصود از آن در سخن«جمع و پیوستن حروف و کلمات» می‌باشد که با بهم پیوستن حروف، کلماتِ با معنی و با پیوستن کلمات و حروف به هم، جملات مفید ساخته می‌شود.

در تعریف آن در کتب لغت ( مفردات) گفته‌اند:

« قرائت، بهم پیوستن حروف و کلمات به یکدیگر در جریان ترتیل»

است. از این معنای دقیق بر می‌آید که «قرائت» بعنوان جزئی از جریان ترتیل مطرح است.

2ـ تلاوت: بمعنی «در پی آمدن، دنبال کردن» است به طوری که بین تابع و متبوع چیزی جز تبعیت نباشد.

تلاوت قرآن،

«متابعت از قرآن در قرائت و دنبال کردن معانی و پیروی در عمل می‌باشد.»

3ـ ترتیل: بمعنی «جمع شدن وهماهنگی و نظام یافتن چیزی بر طریقی مستقیم» می‌باشد ( معنای مجرد آن این است.) اگر این معنای باب مجرد را به باب تفعیل ببریم معنای «ترتیل» بدست می‌آید:

«جمع کردن و هماهنگی و نظام بخشیدن چیزی بر طریق مستقیم»

که طریق مستقیم نسبت به هر چیزی معنای متناسب با آنرا خواهد داشت.

آیات قرآن از نظم و چینش خاصی برخوردار است که با هدف درمان فکر و روح بشر و هدایت و ارشاد آنها به قله‌های کمال انسانیت هماهنگ گردیده است از این رو «ترتیل قرآن»:

«نظم و چینش خاص آیات، هماهنگ با تأمین نیاز‌های فکری ـ روحی بشر با اهداف درمان فکر و روح و ثبات بخشی به قلب مؤمنین و هدایت و ارشاد آنها به قله‌های کمال بشری»

خواهد بود.

از آنجا که قرآن با روح بشر، سروکار دارد این «چینش و انتظام» هم در بخش «الفاظ قرآن» و هم درحوزة «محتوا و معانی آیات» مطرح است که هم زیبائی ظاهر و هم عمق باطن را گویا است.

با توجه به معانی سه واژه فوق و مفهوم تدبر که قبلاً ذکر گشت معلوم می‌گردد:

که از پنج عنوانی که برای برخورد با قرآن مطرح می‌گردد اصالت با «جریان تدبر» یا «جریان تلاوت راستین» است که «قرائت» بعنوان بخشی از «ترتیل» و ترتیل به عنوان روش و شیوة‌ «جریان تدبر» مطرح است که از این بیان اهمیت و ضرورت بحث «تدبر در قرآن» روشن می‌گردد.

هـ «تدبر در قرآن» در دو سطح« عمومی و تخصصی» و در سه حوزه «ترجمه, تفسیر, تأویل» مطرح می‌گردد.

در سطح عمومی آنچه مطرح است کار تدبر بر یکی از ترجمه‌های معتبر است که این سطح همة‌ اقشار مختلف را در بر می‌گیرد و تنها شرط ضروری آن داشتن سواد و برخورداری از یک ترجمة معتبر است و آنچه در این جزوه در پی بیان آن هستیم همین سطح می‌باشد.

و. تدبر در آیات نیازمند زمینه‌های مناسبی می‌باشد که در بستر آن «تدبر» صورت ‌بپذیرد. شناخت و اعتراف به شأن قرآن و موقعیت خود در برابر قرآن قدم اول در پیدایش زمینة مناسب می‌باشد. قدم بعدی در زمینه‌سازی. زمانها و جایگاههای مناسب تدبر خواهد بود.

پس از زمینه سازی، نوبت به تحصیل «شرایط تدبر می‌رسد که این شرایط همان «کلیدهای تدبر در قرآن» هستند و در سطح مورد نظر این جزوه تنها کلید‌های عام ضروری می‌باشد.

نکتة‌ مهم این است که گاها در نگاه اولیه بحث زمینه‌ها و کلیدهای تدبر بحث غیرضروری به نظر می‌رسد و تنها ذکر شیوه‌های تدبر لازم می‌آید ولی در عمل به تجربه ثابت گردیده است که از لحاظ روحی بدون توجه به زمینه‌ها و کلیدها به هیچ وجه استفاده کامل از شیوه‌ها و عمل به نتایج آن میسر نمی‌گردد.

وظیفه کارگزاران در پرداخت حقوق از بیت المال

در زمان رسول خدا - صلى الله علیه و آله - بیت المال پیچیدگى و سازماندهى دوران خلفا را نداشت، غنیمت‏ها و صدقه‏ها و اموالى كه به دست پیامبر مى‏رسید، به سرعت تقسیم مى‏شد و بیت المال، تشكیلات ادارى خاصى نداشت. اما افرادى در گرفتن، توزیع و نگهدارى موقت بیت المال از سوى آن حضرت مشخص شده بودند.

و بیان می فرمود که حفظ و صیانت اموال عمومى وظیفه‏اى همگانى است و بر هر فردى در هر جایگاهى لازم است نسبت به استفاده صحیح و پسندیده از آن احساس مسئولیت كند، اما افرادى كه به طور مستقیم با بیت المال سر و كار داشته و متصدى امرى از امور آن هستند، مسئولیت سنگین‏ترى دارند.

در متن آیات و روایات ما به صراحت ویژگیهایى براى مسئولان و كارگزاران آمده كه برخى از آنها جنبه عام و فراگیر داشته و برخى ویژه متصدیان امور مالى و اموال عمومى است، مدیریت هر سازمان و اداره‏اى مستلزم برخوردارى از صفات و خصوصیاتى است.  در ادامه به برخی از روایات و سیره عملی علما اشاره خواهد شد.

عواقب ارتزاق از بیت المال

على بن حمزة گوید: حضرت موسى بن جعفر علیه السلام را دیدم كه در زمین با بیل كار مى كرد و پاهاى مباركش را عرق گرفته بود عرض كردم فداى گردم كجایند غلامان كه این كار را انجام بدهند و شما این همه خستگى و رنج نکشید ؟ فرمود: اى على بن حمزة با بیل كار مى كردند آنانكه بهتر از من و پدر من بودند عرض كردم :چه كسانى ؟ فرمود: پیغمبر و امیرالمومنین و همه پدران من و كار كردن پیشه پیغمبران و مرسلین و اوصیاء و صالحین است و اگر خداى نخواسته محتاج باشى و چاره اى جز خوردن وجوهات و بیت المال نداشته باشى پس بر تو باد كه زیادتر از قدر حاجت برندارى و خود را مانند یكى از فقراء و مسكینان بدانى و آتش دوزخ را بواسطه حبس ‍ و حقوق فقراء و زیاده از قدر حاجت ،مثوى و ماواى خود قرار ندهى .[1]

 

 و در روایتی امام علی علیه السلام می فرماید: الإمامُ علیٌّ علیه السلام : جَعلَ اللَّهُ سبحانَهُ حُقوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لحُقوقِهِ ، فمَن قامَ بحُقوقِ عِبادِ اللَّهِ كانَ ذلكَ مُۆَدّیاً إلى‏ القِیامِ بحُقوقِ اللَّهِ . 

امام على علیه السلام : خداوند پاك حقوق مردم را بر حقوق خود مقدم داشت ، پس هر كه حقوق بندگان خدا را رعایت كند این كار به رعایت كردن حقوق خدا بینجامد . [2]

ادامه نوشته

WinRAR 5.00 Final + Portable فشرده سازی فایل

WinRAR 5.00 Final محصول شرکت RarLabs یكی از بهترین نرم افزار های مدیریت فایل های فشرده می باشد و می تواند فایل های مختلف را تا 10 درصد بیشتر از فایل های ZIP با فرمت RAR فشرده سازد. WinRAR می تواند فایل های RAR and ZIP files, unpacks 7Z, ACE, ARJ, BZ2, CAB, GZ, ISO, JAR, LZH, TAR, UUE, Z را از حالت فشرده خارج كند. از مهمترین قابلیت های این نرم افزار می توان به قابلیت Self-Extract ذکر نمود که بوسیله آن شما می توانید فایل فشرده شده را به صورت یک فایل اجرایی با پسوند exe در آورید تا در کامپیوتر هایی که نرم افزار WinRAR نصب نیست نیز بتوانید آن ها را از حالت فشرده خارج کنید.


قابلیت های نرم افزار WinRAR Final :

  • حجم بسیار اندک نسبت به قابلیت های بسیار زیاد
  • پوسته های متعدد و بسیار زیبا در اندازه های متفاوت
  • پشتیبانی از بالغ بر 15 فرمت
  • پشتیبانی از زبان های مختلف از جمله زبان شیرین فارسی
  • پسورد گذاری روی فایل ها
  • ساخت فایل های فشرده با فرمت EXE
  • تبدیل فرمت ها به یکدیگر
  • قابلیت تعمیر فایل ها
  • قابلیت اسکن کردن با آنتی ویروس به منظور کشف فایل های مخرب
  • Wizard برای آسان تر شدن کار ساخت فایل های فشرده و همچنین Extract کردن آن ها
  • استفاده از جدیدترین متدها برای کاهش دادن حجم و کیفیت در انجام فشرده سازی
  • سازگاری با نسخه های مختلف ویندوز از جمله ویندوز ویستا و ویندوز 7
  • بهبود سرعت فشرده سازی برای سیستم های چند پردازنده ای و چند هسته ای
  • اضافه شدن گزینه حذف پوشه های تکراری در تنظیمات برنامه
  • اصلاح خطایی که در هنگام باز کردن فایل های فشرده با حجم 8 گیگابایت و فرمت tar.gz وجود داشت.
  • اصلاح خطایی که در هنگام باز کردن فایل های فشرده با حجم 4 گیگابایت و فرمت UDF ISO وجود داشت.
  • توانائی تغییر پوسته برنامه به انواع مختلف
  • افزوده شدن دکمه های UP و DOWN در قسمت "Organize profiles"
  • افزوده شده گزینه ی جدید "Save archive copy as..." در منوی "File"
  • گزینه ی جدید "Request administrative access" در تنظیمات "Advanced"

ادامه نوشته

تولی و تبری در اسلام چیست؟

قسم به آن کس که جان محمد (ص) در دست اوست اگر بنده اي در روز قيامت عمل هفتاد پيغمبر (ص) را بياورد خدا از او نپذيرد تا خدا را ديدار کند به ولايت من و ولايت اهل بيت (ع) من در نزد خدا.

مفهوم تولي و تبري

تولی به معنای دوست داشتن و تبری به معنای بیزاری جستن و تنفر است. که این دو از فروع دینی اسلام به شمار می روند. و هر مسلمانی باید با اهل حق دوستی کند و از اهل باطل بیزاری بجوید. که اوج این دوستی ها در اهل بیت (علیهم السلام) است و اوج بیزاری جستن، از سران شرک و کفر می باشد.

-«تولي» يعني دوست داشتن اميرالمؤمنين «علي» عليه السلام و فرزندان معصوم آن حضرت عليهم صلوات الله اجمعين
- «تبري» يعني دشمن داشتن دشمنان علي (ع) و فرزندان معصوم آن بزرگوار و منظور از دوست داشتن حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام و فرزندان معصوم آن وجود مقدس تنها محبت و ارادت خاص قلبي نيست بلکه هدف آن است ضمن داشتن محبت قلبي معتقد باشيم هر 12 نفر امام هستند و هر يک سه مقام مشخص دارند:
الف) مقام مرجعيت و ولايت ديني
ب) مقام ولايت قضايي
ج) مقام ولايت سياسي و اجتماعي (1)

و درباره تبری آیات فراوانی وجود دارد که به چند نمونه آن اشاره می کنیم:

«لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِكَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی‏ شَیْ‏ءٍ ...[آل عمران/28]

افراد باایمان نباید به جاى مؤمنان، كافران را دوست و سرپرست خود انتخاب كنند و هر كس چنین كند، هیچ رابطه

‏اى با خدا ندارد.»



«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ [مائده/51]

اى كسانى كه ایمان آورده ‏اید! یهود و نصارى را ولّى (و دوست و تكیه‏گاه خود،) انتخاب نكنید! آنها اولیاى یكدیگرند

و كسانى كه از شما با آنان دوستى كنند، از آنها هستند.»


اهميت تولي و تبري از ديدگاه معصومين عليهم السلام :
 
«قال رسول الله (ص): و لايه علي بن ابي طالب ولايه الله و حبه عباده الله و اتباعه فريضه الله و اوليائه اولياء الله و أعدائه اعداء الله و حربه حرب الله و سلمه سلم الله عزوجل (2). »
«رسول اکرم (ص) فرمود: ولايت اميرالمؤمنين علي بن ابيطالب [صلوات الله و سلامه عليه] ولايت خدا و محبت او عبادت خدا است و پيروي او واجب الهي است و اولياي او دوستان خدايند و دشمنان او دشمنان خدا و جنگ با او جنگ با خدا است و صلح با او صلح با خدا مي باشد.» زراره از امام باقر (ع) نقل کرده که آن حضرت فرموده است:
«بني الاسلام علي خمسه اشياء: علي الصلاه و الحج و الصوم و الولايه قال زراره: فقلت و اي شيء من ذلک افضل؟ فقال: الولايه افضل لأنها مفتاحهن هو الدليل عليهن (3).»
«اسلام بر پنج چيز بنا شده است: بر نماز و زکات و حج و روزه و ولايت زراره (رض) گفت: عرض کردم کدام يک از اين پنج چيز برتر است؟ فرمود: ولايت برتر است زيرا مفتاح و کليد چهار چيز ديگر مي باشد و ولي راهنمايي بر آن ها مي کند.»
ابوذر صحابي بزرگ رسول الله (ص) از آن حضرت نقل کرده است که از حضرتش شنيديم که مي فرمود:
«الا ان مثل اهل بيتي فيکم مثل سفينه نوح من قومه ، من رکبها نجا و من تخلف عنها غرق (4).»
«مثل اهل بيت من (ع) در ميان شما مانند کشتي نوح (ع) در قومش مي باشد هر کس بر آن نشيند نجات يابد و هر که از آن تخلف ورزد غرق شود.»

نقش تولي و تبري در پذيرش اعمال صالحه
 
در فرهنگ شيعه «تولي» و «تبري» شرط اساسي پذيرش اعمال صالحه است و بدون داشتن اين دو هيچ عملي پذيرفته نيست مثل آن مي ماند که شخص هيچ گونه عمل خيري انجام نداده باشد در اين زمينه روايات متعددي در متون اسلامي مطرح شده که برخي از آنان آورده مي شود:
حضرت امام سجاد (ع) به نقل از رسول الله فرموده که آن وجود مقدس (ص) فرموده اند:
« ما بال اقوام اذا ذکر عندهم آل ابراهيم (ع) فرحوا استبشروا و اذا ذکر عندهم آل محمد (ص) اشمأزت قلوبهم و الذي نفس محمد (ص) بيده لو ان عبدا جاء يوم القيامه بعمل سبعين نبيا ما قبل الله ذلک حتي يلقاه بولايتي و ولايه اهل بيتي عندالله . (5)»
«چه مي شود مردمي را که چون خاندان ابراهيم (ع) در نزد ايشان ياد شود شاد و مسرور گردند و چون از خاندان محمد (ص) ياد کنند دل هايشان متنفر شود قسم به آن کس که جان محمد (ص) در دست اوست اگر بنده اي در روز قيامت عمل هفتاد پيغمبر (ص) را بياورد خدا از او نپذيرد تا خدا را ديدار کند به ولايت من و ولايت اهل بيت (ع) من در نزد خدا.»
ابوحمزه ثمالي ره روايت مي کند که به حضرت باقر (ع) گفتم :
«جعلت فداک يابن رسول الله (ص) قد يصوم الرجل النهار و يقوم الليل و يتصدق و لا نعرف منه الا خيرا الا انه يعرف قال فتبسم ابوجعفر (ع) فقال: يا ثابت انا في افضل بقعه علي ظهر الأرض لو ان عبدا لم يزل ساجدا بين الرکن و المقام حتي يفارق الدنيا و لم يعرف و لا يتنا لم ينفعه ذلک شيئا(6).»
«يابن رسول الله (ص) فدايت شوم، شخصي روز روزه دار و شب به عبادت مي گذراند و صدقه مي دهد و جز خير و خوبي از او نمي دانم جز آن که اقرار به ولايت شما ندارد؟ گويد: امام (ع) تبسم کرد و فرمود: اي ثابت من در برترين مکان هاي زمين هستم اگر بنده اي هميشه در سجده در ميان رکن و مقام باشد تا پايان عمر که از دنيا برود ولي ولايت ما را نشناسد اين عبادت سودي به حال او ندارد.»
امام صادق (ع) هم فرموده است :
«ان اول ما يسئل عنه العبد اذا وقف بين يدي الله جل جلاله عن الصلوات المفروضات و عن الزکوه المفروضه و عن الصيام المفروض و عن الحج المفروض و عن ولايتنا اهل البيت فان اقربوا لا يتنا ثم مات عليها قبلت منه صلوته و زکوته و حجه و ان لم يقربو لايتنا بين يدي الله جل جلاله لم يقبل الله عزوجل منه شيئا من اعماله (7).»
«نخستين چيزي که از بنده به هنگامي که در پيشگاه خداي جل و جلاله مي ايستد پرسيده مي شود از نمازهاي واجب و زکات واجب و روزه ي واجب و حج واجب و از ولايت ما اهل بيت (ع) است که اگر اقرار به ولايت ما کرده و بر آن مرده باشد نماز و روزه و زکات و حجش پذيرفته مي شود و اگر در پيشگاه خدا جل جلاله بر ولايت ما اقرار نکند خداي عزوجل چيزي از اعمالش را نخواهد پذيرفت.»
رسول مکرم اسلام (ص) هم در چنين زمينه اي فرموده است:
«لو ان رجلا قام ليله وصام نهاره و تصدق بجميع ماله و حج جميع دهره و لم يعرف ولايه ولي الله فيواليه و يکون جميع اعماله بدلالته اليه ما کان له علي الله حق في ثوابه و لا کان من اهل الايمان ...(8). »
«اگر مردي تمام شب هاي عمرش را به عبادت و تمام روزهايش را به داشتن روزه بگذرد و همه ي مالش را صدقه دهد و تمام عمرش حج کند ولي ولايت ولي خدا را نشناسد که دوستش بدارد و همه کارهاي خويش را به دستور و دلالت او انجام دهد حق پاداشي بر خدا ندارد و از مؤمنان محسوب نخواهد شد.
در روايت ديگر رسول الله (ص) فرموده است :
«من مات و لم يعرف امام زمانه اي من يجب ان يقتدي به في زمانه مات ميته جاهليه (9).»
«هر کس بميرد و امام زمان خود را نشناسد يعني امامي را که پيروي از وي واجب است نشناسد مردنش همانند مردن مردم عهد جاهليت و بت پرستي مي باشد.»
امام حسن عسگري (ع) فرموده اند :
«لا يقبل الله احد عملا الا بولايتهما و معاده اعدائهما و ان کان ما بين الثري الي العرش ذهبا يتصدق به في سبيل الله (10).»
«خداوند هيچ عبادتي را نمي پذيرد مگر به ولايت پيامبر و علي (ع) و دشمني با دشمنان اين دو اگر چه [شخص به اندازه] مابين زمين تا عرش الهي در راه خدا طلا صدقه بدهد»
اميرالمؤمنين علي (ع) در خصوص اهل بيت فرموده اند:
«انظروا اهل بيت نبيکم فالزموا سمتهم و اتبعوا اثرهم فلن يخرجوکم من هدي و لن يعيدوکم في ردي ، فأن لبدوا فالبدوا ، و ان نهضوا فانهضوا و لا تسبقوهم فيضلوا و لا تتأخروا افتهلکوا.(11)»
«نظر به اهل بيت پيغمبر خود کنيد . از سمتي که آنان گام برمي بردارند منحرف نشويد و قدم به جاي قدمشان بگذاريد و آنان هرگز شما را از جاده هدايت بيرون نمي برند و به پستي و هلاکت باز نمي گردانند ، اگر سکوت کنند سکوت کنيد و اگر قيام کنند قيام کنيد از ايشان سبقت و پيشي نگيريد که گمراه مي شويد و از آنان عقب نمائيد که هلاک مي گرديد .»
امام رضا (ع) هم در روايتي به نقل از امام باقر (ع) فرموده اند:
«من سره ان لا يکون بينه و بين الله حجاب حتي ينظر الي الله و ينظر الله اليه فليتوال آل محمد و يتبرأ من عدوهم . و يأتم بالأمام منهم فانه اذا کان کذلک نظر الله اليه و نظر الي الله (12).»
«هر که دوست دارد که ميان او و خدا حجاب و پرده اي نباشد تا خدا را ببيند و خدا نيز به او نظر فرمايد بايد آل محمد (ص) را دوست بدارد و از دشمنانش بيزاري جويد و به امام از آنان اقتداء کند که چون اين گونه باشد خدا به او نظر فرمايد و خود نيز نظر به خدا نمايد.»

محبت «اهل البيت» از ديدگاه بزرگان اهل سنت
 
مي دانيم ، زمخشري و فخر رازي از علماي بزرگ اهل سنت محسوب مي شوند و اين دو از کساني هستند که در باب «ولايت» به جنگ شيعه آمده اند.
ولي با همه ي عناد و لجاجت نتوانسته اند بخشي از واقعيت را کتمان نمايند هر چند مفهوم حديث را «تحريف» کرده اند ولي هر دو نفر تصريح کرده اند که حديث ذيل از رسول مکرم اسلام (ص) نقل شده است:
« من مات علي حب آل محمد مات شهيدا، ألا و من مات علي حب آل محمد مات مغفورا له ، ألا و من مات علي حب آل محمد مات تائبا ألا و من مات علي حب آل محمد مات مؤمنا مستکمل الأيمان .... ألا و من مات علي بغض آل محمد مات کافرا، ألا و من مات علي بغض آل محمد لم يشم رائحه الجنه (13).»
«هر کس که بر دوستي آل محمد بميرد، شهيد مرده است ،
«هر کس که بر دوستي آل محمد بميرد آمرزيده مرده است ،
«هر کس که بر دوستي آل محمد بميرد، توبه کار مرده است ،
«هر کس که بر دوستي آل محمد بميرد، مؤمن و کامل ايمان مرده است ....
«هر کس که بر دشمني آل محمد بميرد، کافر مرده است ،
«هر کس که بر دشمني آل محمد بميرد، بوي بهشت را استشمام نخواهد کرد. »
اين دو نفر، همانند ديگر اسلافشان چون نتوانسته اند اصل حديث را کتمان نمايند معناي آن را تحريف کرد ، و گفته اند منظور محبت قلبي است که ما هم قلبا آل محمد را دوست داريم!!! در صورتي که منظور رسول الله از «محبت اهل بيت» همان گونه که در سطور گذشته توضيح داده ايم فقط محبت قلبي نيست.
مسأله تولي و تبري را در قرآن مجيد مورد بررسي قرار مي دهيم :
1. قد کانت لکم أسوه حسنه في ابراهيم و الذين معه اذا قالوا لقومهم انا برآء منکم و مما تعبدون من دون الله ( سوره ي ممتحنه ، آيه ي 4.)
سرمشق خوبي در زندگي ابراهيم و کساني که با او بودند براي شما وجود داشت ، در آن هنگام که به قوم (مشرک) خود گفتند ما از شما و آنچه غير از خدا مي پرستيد بيزاريم !
2. لقد کان لکم فيهم أسوه حسنه لمن کان يرجوا الله و اليوم الآخر و من يتول فان الله هو الغني الحميد ( سوره ي ممتحنه ، آيه ي 6)
(آري) براي شما در زندگي آنها اسوه ي حسنه ( و سرمشق نيکويي) بود ، براي کساني که اميد به خدا و روز قيامت دارند ؛ و هر کس سرپيچي کند ( به خويشتن ضرر زده است . زيرا ) خداوند بي نياز و شايسته ي ستايش است.
3. لقد کان لکم في رسول الله أسوه حسنه لمن کان يرجوا الله و اليوم الآخر و ذکر الله کثيرا ( سوره ي احزاب ، آيه ي 21)
مسلما براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي کنند .
4. لا تجد قوما يؤمنون بالله و اليوم الآخر يوادون من حاد الله و رسوله و لو کانوا آباءهم أو أبنائهم أو اخوانهم أو عشيرتهم أولئک کتب في قلوبهم الايمان و أيديهم بروح منه و يدخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها رضي الله عنهم و رضوا عنه أولئک حزب الله ألا ان حزب الله هم المفلحون (سوره ي مجادله، آيه ي 22)
هيچ قومي را که ايمان به خدا و روز رستاخيز دارند نمي يابي که با دشمنان خدا و رسولش دوستي کنند، هر چند پدران يا فرزندان يا برادران يا خويشاوندان باشند؛ آنان کساني هستند که خدا ايمان را بر صفحه ي دلهايشان نوشته، و با روحي از ناحيه ي خودش آنها را تقويت فرموده، و آنها را در باغهايي از بهشت وارد مي کند که نهرها از زير (درختانش) جاري است، جاودانه در آن مي مانند؛ خدا از آنها خشنود است و آنان (نيز) از خدا خشنودند، آنها «حزب الله» اند، بدانيد «حزب الله» پيروز و رستگارند.
5. يا أيها الذين آمنوا لا تتولوا قوما غضب الله عليهم (سوره ي ممتحنه، آيه ي 12) اي کساني که ايمان آورده ايد! با قومي که خداوند آنان را مورد غضب قرار داده، دوستي نکنيد!
6. و المؤمنون و المؤمنات بعضهم بعض يأمرون بالمعروف و ينهون عن المنکر و يقيمون الصلاه و يؤتون الزکاه و يطيعون الله و رسوله أولئک سيرحمهم الله ان الله عزيز حکيم (سوره ي توبه، آيه 71)
مردان و زنان با ايمان ولي (و يار و ياور) يکديگرند؛ امر به معروف و نهي از منکر مي کنند؛ نماز را برپا مي دارند؛ و زکات را مي پردازند؛ و خدا و رسولش را اطاعت مي کنند؛ به زودي خدا آنان را مورد رحمت خويش قرار مي دهد؛ خداوند توانا و حکيم است!
7. الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الي النور و الذين کفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور الي الظلمات أولئک أصحاب النارهم فيها خالدون (سوره ي بقره، آيه ي 257)
خداوند، ولي و سرپرست کساني است که ايمان آورده اند؛ آنها را از ظلمتها، به سوي نور خارج مي سازد؛ (اما) کساني که کافر شدند، اولياي آنها طاغوتها هستند که آنها را از نور، به سوي ظلمتها بيرون مي برند؛ آنها اهل آتشند و هميشه در آن خواهند ماند.
8. يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقين (سوره ي توبه، آيه ي 119)
اي کساني که ايمان آورده ايد تقواي الهي پيشه کنيد و (هميشه) با صادقان باشيد!
ادامه نوشته

ده روایت از امام صادق علیه السلام  

۱۰ روایت از امام صادق علیه السلام 

محبوبترین برادرانم نزد من کسی است که مرا به عیوبم راهنمایی کند.

از  حضرت صادق علیه السلام  سؤال شد:

1.مروت چیست؟ فرمود: مروت آنست که در صحنه های گناه حضور نداشته باشی، و از صحنه های عبادت غائب نباشی.

 

2. رغبت به دنیا باعث غم و اندوه است، و زهد در دنیا سبب آسایش دل و پیکر است.

 

۳. از دست رفتن حاجت بهتر است از درخواست کردن از نااهل، و بدتر از مصیبت، بداخلاقی هنگام مصیبت است.

 

۴. صلاح حال زندگی و معاشرت، در این است که مانند یک پیمانه باشد از سه بخش، دو بخش زرنگی و یک سوم آن نادیده گرفتن، چنانچه در انجام کاری ۷۵ درصد امید موفقیت باشد، کفایت می کند و باید اقدام کرد، و با ۲۵ درصد دیگر تغافل، تناسب دارد.

 

۵. نیکی و خوشبختی، خانه ها را آباد و عمرها را زیاد می کند.

 

۶. برترین عبادت، تفکر درباره خدا و قدرت خدا است.

 

۷. محبوبترین برادرانم نزد من کسی است که مرا به عیوبم راهنمایی کند.

 

۸. هر که اخلاقش بد باشد، نفسش در عذاب است.

 

۹. «درباره خدا چنانچه لایق است، تقوا پیشه کنید»، فرمود: اطاعت شود و نافرمانی نشود، و یادآوری شود و فراموش نگردد، و شکرگزاری شود و ناسپاسی نگردد.

 

۱۰. سه چیز محبت می آورد: قرض دادن، فروتنی و بخشش.


مرثیه در عزای مصیبت امام جعفر بن محمد الصادق(ع)





باز اندر چهره ی گیتی غبار غم نشست


در افق خورشید اندر هاله ی ماتم نشست

عرش و فرش و انس و جن و مرغ و ماهی نوحه گر

زین مصیبت در عزا پیغمبر خاتم نشست

خاطر بابش مکدر باب علم مصطفی

گشته با ارواح پاک اولیاء یک دم نشست

در عزای صادق آل محمد در جنان

خون جگر زهرای اطهر چهره ای در هم نشست

زین اَ لَم جمع ملائک همره روح القدس

در سماء بهر عزا در حلقه ی ماتم نشست

تا به روز حشر داغش بر جگرها زد شرر

در غمش گرد یتیمی بر بنی آدم نشست

شد شهید زهر منصور آن گل باغ هدی

پیکرش چون جد و بابش بر بقیع غم نشست

شیعه گر جای سرشگ از دیده خون بارد رواست

از سحاب دیدگان بر چهره ام شبنم نشست

کشته ی زهر جفا گردید و باب علم او

تا ابد بازست و ظالم خانه اش در هم نشست

تسلیت بر مهدی صاحب زمان و دوستان

گو (رهائی) داغ هجرش بر دل عالم نشست

(اثرطبع استادحاج علی محمدرهائی شهرضائی)